جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

سحر خیز بلوک

Posted by on فروردین ۹, ۱۴۰۰

گور بابای شب هنوز فردا صبح زود مثل همیشه پیرمردی که چهره مثل پدر دارد برگ های ریخته بر آجر فرش بلوک را جارو می کند و خاطرات شب را تا روز دیگری به زیبایی آغاز شود گور بابای شب *** پا را روی پا بینداز به تبلیغ ماشین لباسشوئی ماشین سواری ماشین های اداری و بخاری دیواری دل ببند گور بابای آسمان که زور می زند پرده ابر را بر طناب شهاب بیاویزد گور بابای دوست داشتن که هرچه زور زدم نفرت نشد پرنده ای بودم...

Read More

سنگفرش تولد

Posted by on فروردین ۹, ۱۴۰۰

در نظرگاه من مورچه کوچکترین است خدا بزرگترین * نه خدا نه مورچه خط قرمزی نیافریده اند خطوط قرمز را خودخواهان به صفحه کوچک زیستنم خط کشی می کنند * مورچه جشن تولد ندارند خدا نیز هم تولد و مرگ فاصله کوتاهی است در گاهواره زیستن تا قدمی برای عشق برداری * اگر عشق تنفس کوتاهی میان بودن و نبودن است بگذار در رگهایم مثل رودخانه ای جاری جاری شود * گهواره برای آرام کردن کودک است گاهواره برای میانسالی که...

Read More

با پلکها

Posted by on خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

    تنهائی عظیمی را با پلکهای خیس و خسته و خواب آلودم حس میکنم بیگانه است با من شب امشب بیگانه اند با من چونان همیشه این چراغهای مکعب شکل بیگانه است با من این سرو سالخورد و نیز در رئوفت آب عکس ماه ماهی که خود گریخته اگر چه بجا مانده در عمق آب عکسش و دارد می گندد *** آن مرد ژنده پوش که در دورتر مسافتی از من خوابیده است روی نیمکت سبز تنهائی عظیم مرا آشفته می کند   شهریور...

Read More

آواز قنار یها

Posted by on خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

  از سفر کردن از شهر قناری ها در بیمم من که نبضم از بر هم زدن بال قناری هاست هر قناری آزاد است ما به آزادی آنها مدیونیم هر قناری می خواند آواز که گمان می رود این آواز از حنجره ماست که برمی خیزد ما به آواز قناری ها معتادیم *** تا کی این اندیشه در سر پرورانم که چرا ساقه ی هر برگ به رگبرگ منتهی می گردد که چرا باید رفت   مرداد 48...

Read More

بهار مبارک

Posted by on خرداد ۲۱, ۱۳۹۷

درد و دود بغایت آنچه نباید بود بغایت آنچه نباید سرود بغایت دلتنگی به کوری چشم حسود بغایت ” بهار مبارک ” *** سبزه به صحرا نشسته هیبت سرما شکسته سبزه سر از خاک می کند بیرون _ با _ از گرانی بازار در شکایت ” بهار مبارک ” *** قیمت لبخند را نمی دانم بازار مردن اما ارزان نرخ نفرت ارزان تر دسته گلی می کنم ازین حکایت ” بهار مبارک ” *** داغ لاله دوباره دست نوازش کوتاه...

Read More

مجموعه : مرثیه جویبار

Posted by on مرداد ۲۶, ۱۳۹۵

  سال انتشار : 1355 فهرست : ازباروری تا باور سایه ای هست بهانه جوانه 1 جوانه 2 دشنه و آینه گریز دریچه با صمیمیت چهار ظرح برای چهار فصل مرثیه جویبار عاشقانه 1 عاشقانه 2 در برگردان فاجعه من در بلوغ یک پرنده آب و شبنم و آینه آنسوی مه متراکم از دست تا ستاره جوانه 3 طرح راز پیدایش آتش تنهائی و غروب دیواره بلند سنگی با تیک و تاک تا طلوع فاجعه توازی دهکده غزل شبانه حسرت غزل تلخ غزلواره جوانه 4 جوانه 5...

Read More