جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

سروده ی چند قرن پیش

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

شب دو حرف دارد ساقه ی شبدر سه برگ گل شب بو چهار گلبرگ ستاره پنج پر آسمان بی ستاره ی ابری امشب آبستن بارش بارانی نوروزی ست *** شب ابری از ستاره تهی ست ستاره اگر بود پنج پر داشت گل شب بو  اگر چهار گلبرگ ساقه ی شبدر سه برگ شب اما بجای دو حرف هزار کوچه دارد من هنوز در کوچه ی اول هستم که آسمان چهارمین شب نورورزی آبستن باران است ولی نمی بارد...

Read More

معجزه

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

کوردلی ست اگر در آسمان روز دنبال ستاره بگردی کوردلی ست اگر در آسمان شب در جستجوی خورشید تابان باشی کور دلی اگر در انتظار نجات دهنده ای باشی که با آمدنش و کشتن انسانها خون تا زانوی اسبش بالا می رود *** معجزه خواباندن بیداران و گفتن لالائی برای خفتنشان نیست معجزه بیدار کردن خفته ها و زنده کردن مردگان است البته نه آنگونه دروغی که برای عیسی گفته اند...

Read More

یلدا بهانه است

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

نه دری گشوده می شود نه سایه ی خورشیدی لبخند نه چشمه ای زلال که آینه ای شود تا تصویر خودت را در آن ببینی نه چشم اندازی برای کودکانی که در شب یلدا به دنیا می آیند پس اینهمه خوشحالی و بی تفاوتی چرا ؟ *** بر سر شاخه ی چنار ساقه های نازک برگهای زرد را توان نگهداشتن ندارند تو چرا برگهای کف پیاده رو را لگد می کنی ؟ اما با جاروئی در دست پیاده رو را از برگ خشک و خس و خار جارو می کند تا جائی برای نشستن...

Read More

سیاه و سفید

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

دو چیز می گم که یادت باشه کلاغای سیاه و کفترای سفید دو چیز می گم که به یاد بیاری ابرای سیاه و ستاره های سفید دو چیز می گم که از یادت نره مردمکای سیاه و مرواریدای سفید دو چیز می گم که برای همیشه به یادت باشه تابوتای سیاه و کفنای سفید مهر...

Read More

غم نان اگر بگذارد ( * )

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

پرده آسمانی دیگر بر این پنجره می آویزم غم نان اگر بگذارد زنگ صدایم صوت ستاره خواهد داد غم نان اگر بگذارد ستاره ها را که در قاب آسمان در قلابند آزاد می کنم غم نان اگر بگذارد قرص ماه برای من قرص نان برای تو قرص و محکم پشت پا به تاج و تخت و کاش و بخت می زنم غم نان اگر بگذارد آبان 75        ( * ) عنوان شعر ، وام گرفته از ” غزلی در نتوانستن ” از احمد شاملو است...

Read More

معصوم هفتم

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

برای هوشنگ گلشیری آنکه بهترین است در بهار به آسمان و به جمع عاشقان می پیوندد ” بهار عشق مبارک “ *** با بودنت هنوز خانه را رنگین می کنی با بودنت هنوز شعر مرا آهنگین می کنی با بودنت _ که می دانم برای همیشه هستی _ هنوز بر کتابخانه های هزاره های بعد وقتی که کهکشان برای تو سرود می خواند درد امروزم را که هفدهم خرداد است تسکین می دهی ” بهار عشق مبارک “ *** جاودانه ای به جاودانگی...

Read More