جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برف نو برف نو سلام سلام(*)

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

برف به ساعت نشسته عقربه یخ بسته زمان تکان نمی خورد ***  هرم گرما مرا به خواب می برد تو اما گناه فقر را لحافی کن که از سوزش سرمای امشب رها شوی *** چقدر راحت است رها کردن تو در کنار پیاده رو و آمدن به خانه و خوابیدن و پیشتر از آنکه بخوابم “شاعر” شوم تلاش کنم در این شب برفی کودک ده ساله ای شوم کنار خیابان که رویاهایش را برای گرم شدن دور تنش می پیچد *** سرما مثل سال ۵۲ بیداد می کند و برف...

Read More

کلاغ پر

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

نه آفتاب جوانه زد نه از تو جواب نه خدا جلوه … هرکلامی هم ناتمام …. میان خورشید های فسیل شده آفتاب پر تو پر جام طلا پر خدا پر *** زمستان تابید باغ پر … صبح اول دی ماه شد چراغ پر … سار  پشت پنجره لانه کرد کلاغ پر ***  آفتاب هنوزپشت پنجره  می خندد توهم هنوز در پرواز …. خدا از همیشه تابناک تر … خورشید پیر پر ماه سیر پر خدای دلگیر پر *** دلم برای کودکی که در این شب سیاه...

Read More

فصلی در شب

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

 درشب  آن جاده سپید وطویلی که تا انتهای وحشی جنگل می رفت  تصعید شد وبر جدار ماه  یک هاله سپید نشست  *** هر شاخه درخت تنومندی با حنجره کبودش فریادش می کشید و عاجزانه  ناخن نرمش را بر پیکر سیاهی می سائید در من شبی بجا ماند ودرشب فضای شیشه ای اطرافم  فروشدم *** چون شاخه های نومید که بازگونه سربه حقارت می سایند دوشعله بزرگ که درمن بود  خاموش شد ومن با خنده های میرا تا چهره ای عبوس و خشن رفتم  تیر...

Read More

با شعله های دست

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

 شب تار می شد  گرد تن من وتو  ما جاودانه ایم  این را باوبگوی که بردارد از لجاجت                                            دست شب عنکبوت زشتی است بر ریشه ی حیات سپید ما بفشاردست چنگ                     تنگ گویا خبر ندارد                ما آتشم ، آتش این را به او بگوی و بترسانش *** امید در درون تو دستی ست برخیز و آتشی بفروزان با دستهات با شعله های دستت                      دهگانه شب نیست می شود...

Read More

اعدام

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

 آوازی از دهانه رها شد  با آهنین پرنده گرمی  کوچک … … آن هرسه را  اندیشه  آن دقیقه  چه در سر بود ؟ …. آن کس که برپراند پرنده را وآن پرعطش پرنده که پرزد  تا از رود سرخ جاری  رفع عطش کند و آن میزبان که روی چوبه کمی لرزید بهمن ۱۳۴۸ ( سال دوم...

Read More

به موازات ایستاده اند

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

کبریت های سیاه و سوخته کبریت های زنده ی قرمز       *** پروانه های مرده  ی  پشت پنجره پروانه های هنوز در پرواز                             باز                             پشت پنجره *** کفش های خاموش  کاشی هائی که هر دقیقه میزبان نقشی کفشی دیگر    *** طنین مرگ است این یا طپش...

Read More