جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

باز هم باران

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

 رنگ آسمان که نارنجی می شودخیال باریدن داردپرنده ی بال شکسته همروی زمین خالی خیال خوابیدنغریبه ای که از کنار من عبور می کندبی آنکه مرا ببیندبا مرور خاطره ای و قهقهه ایسکوت شب را می شکند×××آسمان امشبمثل دیشب سر گریستن داردبیا به سایبانی پناه ببریمو بارش باران را با حضور عشقتماشا کنیم×××پیش از اینکه بارش باران تمام شودشمشادها و سبزه هاسبز تر شده اند×××و فردا دوباره چون همیشهدرخت ها سر به سوی اسمان...

Read More

شکست سکوت

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

یک یادم باشد بگویم بارش اشک همان شکوفه لبخند است فقط خدا زاویه اش را به اندازه نیم صفحه چرخانده است یادم بینداز بگویم عشق همان نفرت است عشق من به خوبی خدا نفرت خدا از پلیدی من یادم بیاور بگویم سکوت همان فریاد است باژگونه شده تا آرامش شما را بهم نزند یادم نمی رود بگویم هق هق همان قهقهه است حروفش سر و ته شده بیاد کمتر دارم دومی را اولی را اما بسیار و دست آخر یادم آمد بگویم امشب عجب باد و بارانی...

Read More

نور و سایه

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

 سایه به دیوار یعنی چراغی هنوز هست نور هم سایه دارد اگر در برابر نوری درخشان تر  قرار بگیرد نور و تاریکی توامان دوگانه اند همزادند نور خدا شد تاریکی شیطان نیمه روشن ماه که سایه می خورد و سیاه می شود و سیاهی بیشتر هلال می شود و زیبا تر امتزاج سیاهی و سفیدی بر پهنای پهناور کاغذ تا تصویری طبیعی به چشم بیاید همه اش من همه اش تو من سیاهی مداد شمعی سیاه تو سفیدی شعله ی شمعی شعله ی شمع هرچقدر کوچک باشد...

Read More

رویای نیم شبی پائیزی

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

خواب می دیدم خدا الهه گرما بود سردم بود پتوی نوازش بر سرم کشید برای اینکه دوباره بدنبال خوابهایم بگردم *** خوابم پریده بود اما تو هم رفته بودی و خدا هم و من مانده بودم و زمهریر پائیزی *** هنوز خواب می دیدم ستاره ای دیدم به شوق پریدن تو بودی یا من یادم نیست خاطره ی خواب آب می شود در هرم هنوز نیامده ی آفتاب *** از پنجره بالا پریدم و بالا تر رفتم مثل ماهی/ پرنده ای بر اقیانوس آسمان شنا کردم گاهی...

Read More

چند برفدانه

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

با سبقت بیجا گرفتنهیچ چیز درست نمی شودنه در گفتننه در رانندگیکلاهت را قاضی کنتا همه چیز به خوبی درست شود18باور کنیم فقط حق با ما نیستهمه حق دارند به موقع به مقصد برسندپس رعایت آنها واجب است19بخش کوچکی از پلیس های راهنمائی و رانندگیبجای راهنمائیفقط به فکر جریمه کردن هستندبطور مثال: در سر چهار راه ……به مسافران نمی گویند :– صد متر آنطرف تر بایستیدبه مسافر کش بیچاره گیر می...

Read More

با اشکهایم

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

–  دلم می خواهد همیشه زیر باران قدم بزنم  –  چرا دلت می خواهد همیشه زیر باران قدم بزنى ؟  –  مرا به حال خودم بگذار … –  با اشکهایم آسمانی آبی می سازم   -با اشکهایت چگونه آسمانی آبی می سازی ؟  -مرا به حال خودم بگذار … – با اشکهایم قایقی قهوه ای می سازم – با اشکهایت چگونه قایقی قهوه ای می سازی ؟  -گفتم مرا به حال خودم بگذار … – با اشکهایم...

Read More