با تیک و تاک تا طلوع فاجعه
تق تق صدای بال کبوتر که می خورد بهم در اوج آسمان اینست آن کبوتر قاصد کز مرد پرتوان خبری دارد آن مرد پرتوان امشب مرا بانتظار نشانده ست او خواهد آمد از ره و دستان خالی تو پر می شود _ تصویر پرابهت او را بر روی کاسه های قدیمی ندیده ام و در کتاب های قدیمی نخوانده ام نامش را بر سنگواره ها نوشته شده نامش و سنگواره های قدیمی یکان یکان این راز را به سینه ی پسرانشان سپرده اند ما سنگواره ایم وقتی که از در...
Read More