جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

با تیک و تاک تا طلوع فاجعه

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

تق تق صدای بال کبوتر که می خورد بهم در اوج آسمان اینست آن کبوتر قاصد کز مرد پرتوان خبری دارد آن مرد پرتوان امشب مرا بانتظار نشانده ست او خواهد آمد از ره و دستان خالی تو پر می شود _ تصویر پرابهت او را بر روی کاسه های قدیمی ندیده ام و در کتاب های قدیمی نخوانده ام نامش را بر سنگواره ها نوشته شده نامش و سنگواره های قدیمی یکان یکان این راز را به سینه ی پسرانشان سپرده اند ما سنگواره ایم وقتی که از در...

Read More

دیواره بلند سنگی  

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

رو در روی نشسته اندوه چنان چون کوهی رو در روی نشسته مرگ چنان چون باکره ئی رو در روی ایستاده دیواره ای بلند و سنگی دیواره ی بلند سنگی در آستانه ی مغرب از طول روز می کاهد دیواره بلند سنگی اینسوی چپرها را تیره می کند دیواره بلند سنگی دلتنگی را بر من چیره می کند مرداد 51...

Read More

تنهائی و غروب

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

مردی که در غروبش تنهاست مردی که در سکوتش دیگر فریادی نیست با گامهای پر تزلزل هر روزه اش پس کوچه های خاکی و خلوت را طی می کند مردی که سایه اش به درازای روزهای کسل کننده رسیده است مردی که سایه اش در عمق خاک تیره رسوخ کرده است در انحنای تپه ی کم ارتفاع تنها تر از صدای  نی لبکی در ازدحام خیابانهاست فروردین 51...

Read More

راز پیدایش آتش

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

بر سر تاقچه ی خانه ی ما جلد کتابی است که نبشته است بر آن “راز پیدایش آتش ”   در زمستان گذشته شامگاهی که بغایت دست من یخ زده بود و هوا نیز و همه آنچه که اطرافم بود شامگاهی که همه جا غرق سیاهی بود دل من نیز تا پذیرا شودم گرمی و نور برگهایش را سوزاندم و کنون این به سر طاقچه مانده برجا یادگاری است از آن سرما اردیبهشت 48  ...

Read More

3-

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

کدام فاجعه سرزد کدام فاجعه ای دوست در طلیعه این راه اسب رام مرا رم داد

Read More

طرح

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

رنگ خاک طرح باران بوی خاک باران خورده _ نگاه ابری تو از من خاکی چه می خواهد آبان 51        

Read More