جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

توسکا

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

ساحل پر از صدف بود لبخند موج کف بود مردی کنار ساحل می رفت و بی هدف بود من پیش موج و دریا با دست های خالی چشمی به موج اشک تر موجش بدون بالی مانند نقش قالی من رفته در خیالی خورشید بی طرف بود تیرماه...

Read More

تا ببارد

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

تا ببارد ابر کوچکی برای آسمان من بس است آسمان کوچکی برای کهکشان من کهکشان کوچکی برای بازی میان انگشتان من آبان 75

Read More

“پ” مثل پروانه

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

پنجره باز بود پنکه می چرخید پرستو پریده بود پروانه اما هنوز بود و هنوز سراسیمه سر به دیوار پنجره می زد پشت پر زدن پرستو دوباره بستم و باز کردم پنجره ای را برای پروانه ای در پرواز اما هنوز پس از هزار شب سر به دیوار پنجره می کوبید پروانه آبان...

Read More

پشت شمشاد شیشه

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

آخر شب ستاره ها را برمی چینند *** پس از غروب تا به پنج پرشان چنگک خیال آویزان شود ستاره ها را دوباره می چینند ستاره هایی را که پیش از رسیدن سپیده برچیده بودند *** شب آخر شده عاشقان پشت شمشاد شیشه _ مثل همیشه _ ستاره برمی چینند خرداد...

Read More

شعری برای گم شدن

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

برای زنده یاد فریدون مشیری و دیگرانی که امسال رفتند   در رثای فرشته شعر نمی گویم در رثای کوچه بی بن بست هم دست آخر کار در رثای تو شعر نمی گویم فقط ساعت زمان را اندکی به عقب می برم ده سال پیش بود یا بیست یا چهل یا شاید چهارصد سال پیش با چند ثانیه خطا _ خطای همیشه شعری برای گم شدن است _ خطای ده بیست چهل یا چهارصد سال پیش تولد من بود سرودن شعری برای دوباره خط خوردن و گم شدن و مثل خودم شعری برای گم...

Read More