توسکا
ساحل پر از صدف بود لبخند موج کف بود مردی کنار ساحل می رفت و بی هدف بود من پیش موج و دریا با دست های خالی چشمی به موج اشک تر موجش بدون بالی مانند نقش قالی من رفته در خیالی خورشید بی طرف بود تیرماه...
Read Moreساحل پر از صدف بود لبخند موج کف بود مردی کنار ساحل می رفت و بی هدف بود من پیش موج و دریا با دست های خالی چشمی به موج اشک تر موجش بدون بالی مانند نقش قالی من رفته در خیالی خورشید بی طرف بود تیرماه...
Read Moreتا ببارد ابر کوچکی برای آسمان من بس است آسمان کوچکی برای کهکشان من کهکشان کوچکی برای بازی میان انگشتان من آبان 75
Read Moreپنجره باز بود پنکه می چرخید پرستو پریده بود پروانه اما هنوز بود و هنوز سراسیمه سر به دیوار پنجره می زد پشت پر زدن پرستو دوباره بستم و باز کردم پنجره ای را برای پروانه ای در پرواز اما هنوز پس از هزار شب سر به دیوار پنجره می کوبید پروانه آبان...
Read Moreآخر شب ستاره ها را برمی چینند *** پس از غروب تا به پنج پرشان چنگک خیال آویزان شود ستاره ها را دوباره می چینند ستاره هایی را که پیش از رسیدن سپیده برچیده بودند *** شب آخر شده عاشقان پشت شمشاد شیشه _ مثل همیشه _ ستاره برمی چینند خرداد...
Read Moreاشک هایم را یادت می آید با گیسویت پاک می کردم دیشب دی ماه 78
Read Moreبرای زنده یاد فریدون مشیری و دیگرانی که امسال رفتند در رثای فرشته شعر نمی گویم در رثای کوچه بی بن بست هم دست آخر کار در رثای تو شعر نمی گویم فقط ساعت زمان را اندکی به عقب می برم ده سال پیش بود یا بیست یا چهل یا شاید چهارصد سال پیش با چند ثانیه خطا _ خطای همیشه شعری برای گم شدن است _ خطای ده بیست چهل یا چهارصد سال پیش تولد من بود سرودن شعری برای دوباره خط خوردن و گم شدن و مثل خودم شعری برای گم...
Read More