جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

معبود من

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

معبود من کنار خیابان خفته است بر بستری به سختی قلب تو خواهش می کنم خوابش را بر هم مزن *** بگذار ماه بیاید تا بر قله نگاه تو رقصی کند غمگین نباش همیشه رهگذران شک می کنند کدام ماه بر آستان آسمان تو سر می ساید؟ اینک منم به موئی بسته اینک منم سراپا خسته اینک منم که نمی دانم کدام آفتاب از انحنای تپه تا مرا غروب کند می تابد؟ اینک منم که نمی دانم کدام ماه بر آستان آسمان تو می خوابد؟ *** خوابیده اند ماه...

Read More

گل مریم

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

پشت چراغ قرمز فروختن گل مریم از گرسنگی کشیدن بهتر است نگاه به دست های کوچکم _ که سرخ شده اند از سرما _ مکن فقط یکی از دسته های سه تائی گل مریم را سوا کن اگر فقط یکی از آنها را سوا کنی من هم در قضاوتم ترا از بقیه سوا می کنم و با نگاه کودکانه ام می گویم “در آغاز هزاره سوم هنوز یکنفر هست که به خاطر شادی یک گل فروش به گل مریم علاقه نشان می دهد ” بهمن...

Read More

کودکی کنار خیابان

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

کنار خیابان افتاده ام نیاز به قرص نانی دارم *** گروه گروه از جشن عاطفه ها می آیند و هیچ کدام کودک افتاده در کنار خیابان را نمی بینند *** کنار خیابان افتاده ام نیاز به قرص نانی دارم تازه و گرم در این شهر چند هزار نانوائی هست؟ و روزی چند قرص نان از تنور بیرون می آید؟ چند هزار بار؟ چند هزار بار قرص ماه را بشمارم در انتظار گرفتن صدقه ای برای داشتن یک قرص نان؟ *** کنار خیابان افتاده ام نیاز به قرص...

Read More

غم نان اگر بگذارد ( * )

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

پرده آسمانی دیگر بر این پنجره می آویزم غم نان اگر بگذارد زنگ صدایم صوت ستاره خواهد داد غم نان اگر بگذارد ستاره ها را که در قاب آسمان در قلابند آزاد می کنم غم نان اگر بگذارد قرص ماه برای من قرص نان برای تو قرص و محکم پشت پا به تاج و تخت و کاش و بخت می زنم غم نان اگر بگذارد آبان 75   *) وام گرفته از یکی از اشعار...

Read More

آسمان به ابر نشسته

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

تختم کف خیابان است پایه ندارد خورشید مسخره ام می کند *** آسمان دارد به ابر می نشیند خورشید پشت ابر قهقهه سر داده پایم از لحاف ابر بیرون افتاده سکسکه آسمان شرو شده ماه می گرید *** شروع شرشر باران تخت خواب خیابان را بستم به پیاده رو خزیدم و خوابم برد 42 پیش از سپیده با لگد عابری پریدم و دیدم دوباره آسمان به ابر نشسته شهریور...

Read More

بهار مبارک

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

درد و دود بغایت آنچه نباید بود بغایت آنچه نباید سرود بغایت دلتنگی به کوری چشم حسود بغایت ” بهار مبارک ” *** سبزه به صحرا نشسته هیبت سرما شکسته سبزه سر از خاک می کند بیرون _ با _ از گرانی بازار در شکایت ” بهار مبارک ” *** قیمت لبخند را نمی دانم بازار مردن اما ارزان 40 نرخ نفرت ارزان تر دسته گلی می کنم ازین حکایت ” بهار مبارک ” *** داغ لاله دوباره دست نوازش...

Read More