جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برای مانلی

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

 جوباره آبی رنگی  کوه قهوه ای را   شکاف داده   یعنی   دوستت دارم    ***   شعاع گرم خورشید    تاج سرد برف قله را   به آغوش گرفته یعنی دوستت دارم  ***  بارانی از ستاره   در آسمان احساسم جاری کن   یعنی که   دوستم داری    دی ماه...

Read More

خاطره / اتفاق

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

تو چند خاطره ای ؟ من چند اتفاق ؟ … تو چقدر اتفاقی ؟ من چند خاطره ؟ ☻☻☻☻☻ فواره عشق را در رسیدن به ارتفاع و سرنگون شدن تجربه می کند جویباره در امتداد افق خزیدن را تا فنا شدن و رسیدن به عشق جویباره ای یا فواره … فرقی نمی کند دنبال عشق باش ☻☻☻☻☻ ای کاش آب بودم ( * ) فواره ای جویباری یا به گونه ی اشکی کنار چشمی … به روزگاری که همیشه خدا بر زبانمان جاریست هر چه هست و نیست به گفتار...

Read More

دستمال و کاشی

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

دستمال را بر داشتم لکه های روی کاشی ها را زدودم این عکس آدم نیست دستمالی ست منتظر برای پاک کردن کاشی ها *** کاشی لکه را به دل نمی گیرد به سادگی  لکه   پاک می شود کاش کاشی باشیم...

Read More

با شعله های دست

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

شب تار می شد گرد تن من وتو ما جاودانه ایم این را باوبگوی که بردارد از لجاجت دست شب عنکبوت زشتی است بر ریشه ی حیات سپید ما بفشاردست چنگ تنگ گویا خبر ندارد ما آتشم ، آتش این را به او بگوی و بترسانش *** امید در درون تو دستی ست برخیز و آتشی بفروزان با دستهات با شعله های دستت دهگانه شب نیست می شود شب لاجرم به روز می انجامد *** از دوردست قافله می آید از فراز قله می آید چون قله سر بلند فوجی عظیم می رسد...

Read More

اعدام

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

آوازی از دهانه رها شد با آهنین پرنده گرمی کوچک … … آن هرسه را اندیشه آن دقیقه چه در سر بود ؟ …. آن کس که برپراند پرنده را وآن پرعطش پرنده که پرزد تا از رود سرخ جاری رفع عطش کند و آن میزبان که روی چوبه کمی لرزید بهمن...

Read More

به موازات ایستاده اند

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

کبریت های سیاه و سوخته کبریت های زنده ی قرمز *** پروانه های مرده ی  پشت پنجره پروانه های هنوز در پرواز باز پشت پنجره *** کفش های خاموش کاشی هائی که هر دقیقه میزبان نقشی کفشی دیگر *** طنین مرگ است این یا طپش زندگی...

Read More