جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

بازماندگان زلزله از یادمان نروند

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

– یک – از سرما می لرزم و خواهم مرد… بجای دوست داشتنم پتوی کهنه ای نثارم کنید – دو – همه چیز ناپدید شده نه آبی برای فرونشاندن عطش نه آتشی برای گرم شدن در سرمای زمهریر زمستانی که در راه است نان و آب و آتش را از دستهای غبار گرفته ام به یغما برد ه اند حتی دستهای مهربان تو را هم   – سه – یک امشبی را از پس یک ماه التهاب آرام تر بخواب بخودت شب بخیر بگو و بالش...

Read More

ترا و کودکان خیابان را

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

برای محمد علی سپانلو – … کار بیهوده ای ست شاید ….. کنار هم گذاشتن برگها تا ستاره ای بسازم کنار هم گذاشتن ستاره ها تا درختی کنار گذاشتن نفرت تا عشق *** کار مفیدتری هم هست …………… سر به سجده بگذارم و مهره های تسبیح را در میان انگشتانم بلغزانم که با عبور هر مهره بر ریسمان تسبیح حواله باغی در بهشت نصیبم شود *** با تلخ خندی دروغی گفتم …. بهترینی...

Read More

چهچهه ای برای تنفس

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

برای ناهید حیدری – زخمه ای بر سازی… جمله ای در کتابی نقطه ی روشنی میان قاب سیاه یک نقاشی و یا تولد یک احساس به شکل واژه ای در شعری ….. واژه زندگی فاصله ی کوچکی است میان تولد و مرگ کهکشانها روزی زنده می شوند در فردایی دیگر می میرند عاقلان چنین اند تنها دیوانگان می انگارند برای همیشه جاودانه اند *** مدادم به ته رسیده دیگر نمی نویسد … از آغاز تا پایان داستان را گفتم نوشتنم تنفس...

Read More

پرواز

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

* تقدیم به تلاشگر صفحه ادبیات پرواز *  آغوشم آشیان کبوتری باید باشد درختی را شاید که شکوفه ای را میان دانه بپروراند تا بر آسمان رهایش کند*** چونان کودکی که از تنهایی ریگی از کفش کهنه بر می دارد و آسمان و خدا را نشانه می گیرد*** دستم تهی است سبدی از میوه پر می خواهم تا میان کودکان خیابانی قسمت کنم …. یاریم اگر نمی کنید ناسزا سزاوارم نیست *** خاطره هایم از من می گریزند مثل حروف الفبا وقتی...

Read More

بازی با واژه ها – 1

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

آنجا عصایی در دست است اینجا… دست بر عصا *** از ظهور ستاره می ترسیم شب که می شود اما به ستاره ها زُل می زنیم *** همسایه سایه هم ندارد در سیاهی می آید تا دوباره در سیاهی گم شود *** از « لبخندت » حروف « ن » و « خ » را برگزیدم تا نخی شود یا ریسمانی شاید طناب داری *** نفرت از عشق بزرگتر است نفرت چهار حرف دارد عشق سه حرف *** بازی تازه شروع شده الاکلنگ نیست که فقط به بالا و پایین رود *** از زخم...

Read More

بعد چهارم ، در جهان سوم

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

– برای مرتضی برخورداری – … دانش بشر از بعد چهارم جلو می زند سرنوشت جهان سوم اما چنین رقم خورده : « شادی از گریستن …. رنج دیروز را دستمایه ی رنج فردا کردن …. گریستن در شادی » *** صفحات سفید تاریخ از خودکامه هایی که می آیند و می روند سیاه شده داستانها هم نوشته اند از غارتگرانی که نفس کشیدن را حتی به یغما برده اند ….. برای مردم بی خبر هم چکامه ها نوشته شده مردمی که...

Read More