جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

از پنجـره تا خدا و دست (۲)

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

کنار پنجره می نشینم و بازش می کنم و می خواهم از تو تا  بیائی هر چه منتظر می مانم  ………. خبری از تو نمی شود دستهایم را روبروی صورت می گیرم و دعا می کنم تا  دو دقیقه تا  دو ساعت تا  دو روز ……………  دو هفته ، دو ماه ، دو سال **** می دانم که هیچوقت نمی آئی … … … … برای اینکه دارم احساس می کنم که از همان دقیقه اول تا  همیشه کنارم...

Read More

از پنجـره تا خدا و دست (۱)

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

پنجره را باز کن  خدا را صدا بزنی  بگوئی چقدر دوستش داری **** اگر آن قدر کوچکی یا خسته که دستت به دستگیره پنجره نمی رسد   بازش کنی  آهسته خدا را صدا بزن تا پنجره را باز کند تا بگوید چقدر دوستت دارد....

Read More

دلتنگی ها

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

شامه ی ما عجیب عمل می کند  بوی نفرت را از هزار فرسنگی حس می کنیم اما بوی عشق را درکنار نه *** هزار بار گفتم دوستت دارم یکبار برای امتحان گفتم نه از طناب ستبر و هزارپیچ دوست داشتن دل بریدی بر آن نخ نازک نفرت چنگ زدی و حالا در ته دره ی تنهایی منتظری تا هزار بار دیگر هزار باره شود این حدیث *** پر « واز » می کنی که به ثانیه ای دیگر فرود بیایی و بنشینی پرواز کن برای همیشه بسوی لحظه های پر تحرک و جاری...

Read More

پنجره ی خورشید

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

پنجره ی خورشید  خیال بسته شدن دارد دوباره بازش کن ***   پنجره را می دانم که برای بستن دوباره باز می کنی  مرا هم برای شکستن   اما هنوز بر این باورم   که پنجره پنج حرف دارد  چهار زاویه سه بخش و دو حالت باز یا بسته  اما هنوز به دنبال پنجره ای هستم با دو بعد سیاه و سفید  تا یادم بیاید بیاد بیاورم  که بگویم به دنبال پنجره ای بی حرف و بی زاویه می...

Read More

آرزوهایت را به باد بده

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

خدا همین نزدیکی هاست اگر بگویم در قلبت است باور نمی کنی به زبانی دیگر می گویم که باور کنی یا به گونه ای دیگر *** سکه که بر زمین می افتد یا شیر یا خط است یا قلب می شود اما خدا همیشه خداست استوار تر از احساس تو که همیشه دوستش داری *** انگار سخت تر شد پس ساده تر می گویم *** خدا بتو نزدیک است  که مثل مادر کنار تو می خوابد و موهایت را نوازش می کند گاهی هم موهایت را می کشد اما به مصلحت چرا که دوستت...

Read More

سرود دردهای موازی

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

 از گردونه ی دوست داشتن پروانه ای پرید پریدنش مبارک باد *** گواه وسعت باران تپه زارانی که باران را نوشیده اند و به سبزی نشسته اند امسال گواه صاعقه پروانه هایی که می پرند به موازات عشق *** بر تخته ی سیاهی معلم ریاضی با گچ سفید دو خط موازی کشید تا هزار مسئله سخت را در ذهن کودکانه ما آسان کند پس موازی شدیم و موازی رفتیم و موازی گفتیم و موازی گریستیم *** خطوط موازی به بی نهایت کشیده می شدند و ما بر...

Read More