دنیائی
بر آشوب نشسته نگاهم بلور ستاره ای مگر *** کوه خفته آبستن آتش فشانی ست تا التهاب درونش را بر زباله دان دنیا قی کند آمرزش دوباره ای مگر *** خاموش باش گفتی آتش فشان دلم را چه کاره ای...
Read Moreبر آشوب نشسته نگاهم بلور ستاره ای مگر *** کوه خفته آبستن آتش فشانی ست تا التهاب درونش را بر زباله دان دنیا قی کند آمرزش دوباره ای مگر *** خاموش باش گفتی آتش فشان دلم را چه کاره ای...
Read Moreیک پنجره برای شنیدن یک حنجره برای دیدن صدای یک زنجره برای نوشیدن یک گوش برای چشیدن طعم ترش دنیا کافیست *** دستی در انتظار نوازش در مسیر راه تو...
Read Moreهزار ماهی بر سطح میز شنا می کنند هزار اندیشه بر موج های دایره ای شکل آب می چرخند هزار دست تو را از آب می گیرند هزار تنهائی در من است هزار چشم برای تنهائی من و تو گریه می...
Read Moreشب شکوفه می زند مثل شاخه گیلاس *** در شب به شکوفه می نشیند پیچ و تاب شاخه گیلاس *** شب شکوفه می شود به شاخه...
Read Moreدوست داشتن غروب خورشید برای طلوعی دوباره دوست داشتن طلوع خورشید نوید بخش غروبی پیش از غروب من تداوم شب یلدا با اشتیاق دیدن خورشید مهربان اول دی جاری شده در ضمیر سیاهم *** شب یلدا اما صبور می ماند آن قدر که تولد غزلی را همراهی کند؟...
Read Moreپس پشت پنجره پرده را بردار پس پشت پنجره پرده را بردار پس پشت پلک را حجاب نگاهت کن که آسمان می گرید *** به عشق می خندم به خنده عشق عشق می خندد بر آسمان که همچنان می گرید *** پس پشت پا بزن به شاپرکی عاشق با تلنگر انگشتی و مردم چشمت را در آینه ببین که چه آسان می گرید شهریور...
Read More