جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

بال بال می زنم از نفرت به سوی عشق

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

  – برای فروغ فرخزاد–   1 بال گرفت و رفت مهمانی را پشت رفتنش تدارک گرفته بودند … بال گرفت و رفت و غوغائیان فریاد می زدند که می شناسیمش و از ماست بال گرفت و رفت و از جنس آنها نبود … بال گرفت و رفت نمی توانم تصورکنم که چند بار خواب علی کوچیکه را خوابیده بود و خواب دیده بود و در بند رخت آویزان شده بود و زیرپوش شده بود و عشق را تجربه  کرده بود   2 مرا چه به این حر فها که طول...

Read More

در راه دیروز به فردا *** 

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

در راه دیروز به فردا لحظه ای درنگ می کنم زیر سایه ی ابری می ایستم در ایستادن قدم می زنم و به گاه قدم زدن می ایستم برای اینکه ترا ببینم برای اینکه مرا ببینی برای کاشتن گل نرگس بر گلدانی که بی گل مانده برای بوئیدن گل محمدی به سفال گلدانی که هنوز ندیده ام برای اینکه لبخند به لبت بگذارم برای اینکه مرا بخندانی برای اینکه بخندانمت برای اینکه با تو بگویم برای اینکه از تو بشنوم * * * در راه دیروز به...

Read More

پلکان فرود می آید

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

1 پلکان فرود می آید و به بالا بر می آید تا دوباره فرو رود و باز به سوی بالا خورشید می رود و می آید که سیاهی سفید شود سفید رو به سیاهی و باز به سوی بالا   شیطان چون حیوانی وحشی کنام می جوید در درون من و بعد بیرون می شود تا حضور و روشنی خدا شدت گیرد بیشتر و بیشتر و آنگاه باز رو به سوی بالا مگر به خاطر نمی آوری گاه که در راه سفر به سرزمین های شمالی هستی به تاریکیِ تونل فرو می شوی و بعد که از تاریکی...

Read More

هندسه ی ستاره و شن

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

گوشه گوشه ی آسمان و زمین فقط ستاره و شن دخترک ولی هم که کوچ کرده فقط نقش دامنش هنوز باد را تکانی کوچک می دهد… اصراری نیست، فقط یک امشبی با صدای بلند نخند خاطره هایم خیس می شوند… برای کودکیم هندسه درس شیرینی بود طنابِ طلسم – تو بگو طلسم طناب – این آسمان و زمین را از رفتن بازداشته دوره گردها هم خاطرات مرده ی مان را به حراج گذاشته اند… در مغازه های عمومی هم فقط عروسک...

Read More

واگویه هایی در سیاهی شب  

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

– یک – گاهی برای دوباره دیدنت ماهی دو ماهی سه ماهی چهار ماهی رنگی را بر برکه ای به تماشا می نشینم یا مرور می کنم برکتاب حدیث ماهی گیر و دیو نمی دانم کسی آن را خوانده است؟   درختی را دیدم امروز که نوجوانی نقش قلبی را بر ساق هاش… با چاقو… و ساقه ی درخت خشکیده بود   مگذار گلدانِ چینی ترک بردارد یا ترک بخورد تو شاید ندیده باشی اما من هزار گلدان چینی را دیده ام ترک خورده شکسته...

Read More

هندسه ی پنجم آذرماه

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

توازن گردش آسمان و زمین بهم می خورد وقتیکه قطرِ دایره ی اشکت از طولِ خنده ات بزرگتر می شود  مربع عشق مثلث نفرت را محاط می کند دایره ی لبخندت احساس می کنم بر مربعِ عشق محیط شده   پنجم آذرماه است دیروز و فردا را رها کن امروز را برای همیشه به ریسمانِ خاطره بسپار  شعرم گم شد میانِ شعرهای گمشده سرگردان بودم حضورِ آبی ات راه را نشانم داد  زندگی گاهی بی معناست زیستن معمائی دیگر درسِ هندسه آوازِ...

Read More