جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

به همین سادگی

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

روی پارچه ای سیاه نامت را به رنگ سفید با سایه ی سبز روشن محصور در میان چند عبارت برای دلداری به… با چهار میخ روبروی ورودی به همین سادگی   هنوز در خیالِ بافتن کلاهی هستی با نخ کاموای سیاه رنگ و پیدا کردن کسی که این کلاه را به سرش بگذاری درست در لحظه ای که داری پیدایش می کنی همسایه ها دارند به خانواد ه ات کمک می کنند برای نصب پارچه ای سیاه مزین به نام تو روبروی ورودی به همین سادگی □ دلت می...

Read More

بادبزن

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

پنجره بادبزنی ست خدا به دستت داده مرتب که باز و بسته شود از هرمِ روز رها می شوی پشت پنجره بال های پروانه بادبزنی کوچک

Read More

کوچکتر از کوچک با بزرگترین

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

“ کجا هستی؟ جوابم را چرا نمی دهی؟” به خدا می گفتم “ خوابیده بودم” خدا گفت □ از خدا پرسیدم: “ مگر تو هم می خوابی؟” “همانگونه که تو مگر نمی دانستی؟ … مگر نمی دانستی من تو را از روی خودم خلق کرده ام؟” خدا می گفت □ تکرارکرد تکراری در سکوت و این گونه ادامه داد: “گاه آفریدنت آینه را روبرویم گذاشته بودم… می دانستم که شیطان سعی می کند در روانت رسوخ کند به اختیار خودت گذاشتم تقابل یا تسلیم”  ...

Read More

رویای نیم شبی پائیزی

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

خواب می دیدم خدا الهه گرما بود سردم بود پتوی نوازش بر سرم کشید برای اینکه دوباره به دنبال خواب هایم بگردم خوابم پریده بود اما تو هم رفته بودی و خدا هم و من مانده بودم و زمهریر پائیزی   هنوز خواب می دیدم ستاره ای دیدم به شوق پریدن تو بودی یا من یادم نیست خاطره ی خواب آب می شود در هرم هنوز نیامده ی آفتاب   از پنجره بالا پریدم و بالاتر رفتم مثل ماهی/پرنده ای بر اقیانوس آسمان شنا کردم گاهی اول شخص...

Read More

چوب خطی برای خدا

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

چوب خطی به دست بگیر چاقو، نه به جای چاقو مدادهای رنگی سبز و قرمز… از غروب که عبورکردی به سیاهی شب که رسیدی روزت را مرور کن لحظه های با خدا بودنت را علامت سبز دقایق شیطانی را علامت سرخ … علامت های قرمز را از سبزها مِنها کن سبزها را از قرمز ببین که امروزت چگونه بود … خدا کند که خدایی گذشته باشد * * * ما همیشه به خار و خاشاک کنار راه خیره می شویم و عبور ابرها و شها بها را از دست...

Read More

آرزوهایت را به باد بده

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

خدا همین نزدیکی هاست اگر بگویم در قلبت است باور نمی کنی به زبانی دیگر می گویم که باور کنی یا به گونه ای دیگر سکه که بر زمین می افتد یا شیر یا خط است یا قلب می شود اما خدا همیشه خداست استوارتر از احساس تو که همیشه دوستش داری   انگار سخت تر شد پس ساده تر می گویم… خدا به تو نزدیک است که مثل مادر کنار تو می خوابد و موهایت را نوازش می کند گاهی هم موهایت را می کشد اما به مصلحت چرا که دوستت دارد...

Read More