جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

پس لرزه های سوگنامه برای بم

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

یک بیا دوباره گریه کنیم برای غریبی انسانهائی در سرزمین اجداد یشان و پیش از آنکه آرزوی مرگ کنیم – برای خودکه زجر می کشیم- – برای دیگرانی که زجرمان می دهند- برای بازماندگان زلزله دست به دعا برداریم   دو صدای بالگردها امانم را بریده به خون تو محتاجم و از دیدن رنگ سرخ خون وحشت می کنم از نخلهای روبروی خانه همسایه هم نمی شود بالا رفت تا از غریو پس لرزه های زلزله و بالگردهای پس از زلزله در...

Read More

سوگنامه هایی برای ماتم بم

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

 یک جغرافیای خیابان پر پیچ و تاب و سایه روشن زندگی فاصله کوتاهی است بین دو میدان میلاد و مرگ پنجره را اگر به سوی سرما ببندی مرگ از سقف به درون خانه سرازیر می شود □ ریزش اشک شاید آسان ترین گزینه باشد وقتی که از وقوع زلزله در دوردست خبردار می شوی وقتی به شکوه بر می خیزی از بر خدا که خاک مرگ به قامت بم پاشیده است دست آخر نتیجه می گیری که گناه از ماست گناه ما – من و تو – بی عدالتی ما...

Read More

نور و سایه

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

سایه به دیوار یعنی چراغی هنوز هست ◊ نور و تاریکی توامان دوگانه اند همزادند نور خدا شد تاریکی شیطان ◊ نور هم سایه دارد اگر در برابر نوری درخشان تر قرار بگیرد ◊ نیمه روشن ماه که سایه می خورد و سیاه می شود و سیاهی بیشتر هلال می شود و زیباتر ◊ امتزاج سیاهی و سفیدی بر پهنای پهناور کاغذ تا تصویری طبیعی به چشم بیاید ◊ همه اش من همه اش تو من سیاهی مداد شمعی سیاه تو سفیدی شعله ی شمعی شعله ی شمع هر...

Read More

پروانه و خورشید

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

از چشم پروانه خورشید دوست داشتنی و باورنکردنی است از چشم خورشید پروانه ◊ خورشید پشتِ پنجره پروانه پشتِ پنجره من در خوابِ خورشید و پنجره و پروانه ◊ دوست داشتنی چرا نمی شوم در چشم ماهی – پروانه- – خورشید- ◊ چقدر وحشت می کند پروانه در طلوعِ غروب وقتی فقط مرا پشتِ پنجره می بیند ◊ پنجره ی خورشید را می بندی هزار شمع روشن می کنی پروانه اما یخ زده از سرما پشتِ شیشه ی پنجره ◊ پروانه خواندن و...

Read More

دوست داشتن یعنی

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

دوست داشتن یعنی گلی به دستت می دهم تا دروازه ای به گلستانی بگشائی ◊ دروازه ی دلت را نشانم بده دوست داشتنت کلیدی شده ◊ چگونه دوست ندارم دنیا را دنیا، بزرگترین شعر خداست آسمان دلم با ستاره ی دوست داشتن پولک دوزی شده ◊ آینه های موازی دوست داشتنم را وسعت می دهند ◊ دوست داشتنی چرا نمی شوم در چشم ماهی؟ ◊ عقربه که  تندتر می چرخد دوست داشتنم گُر می گیرد ◊ از من مرنج تلاش کن… دوستت بدارم ◊ صدای...

Read More

باز هم به همین سادگی

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

روی زمینم در راهِ رسیدن به خانه کنارِ بزرگراه ایستاده ام برای نوشتن سی دقیقه مانده به ساعتِ ده و ده دقیقه که عقربه های ساعت به شکل بال های پُر پرواز پرنده ای شوند یا انگار آسمان باشد که بال گشوده و مرا طلب می کند   به آسمان چشم می دوزم به قصدِ دیدنِ ستار ه ای که هنوز شماره ندارد ) در قصه آمده که ستار ه ها همه را شمار ه گذاری کرد ه اند( آسمان را غبار گرفته و چشمم چیزی نمی بیند □ به زمزمه زیر لب...

Read More