جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

با آبگینه ای به دست

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

آبگینه ای به دست دارم برای ریختن آب گونه هایم مثل اینکه بخواهی خاطره ای را روانه کنی کنار خاطرات دیگر برای نگهداشتن در صندوقی فیروزه ای یا کوزه ای بلورین *** گفتم مثل اینکه … گفتم خاطره …. آه …. مثل اینکه خودم هم دارم خاطره می شوم امشب نه فردا هم نه پس فردا اما شاید ….. *** نمی دانم کدام خدای ظالم مرا به این گوشه از زمان پرتاب کرد که رنج لذت است که شادی در گریستن است که...

Read More

دعوت به صلح

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

 برای تنهائیم بزرگ است کوچکترش کنید این مکعب را می گویم *** برای بخاطر آوردن خودم بزرگ است کوچکترش کنید آینه روبرو را می گویم *** برای دوست داشتن و نفرت حتی خیلی خیلی بزرگ بزرگ است این جهان را می گویم کوچکترش کنید تا بتوانم تمام انسان ها را سوسک ها را حتی به صلح و دوستی دعوت کنم...

Read More

ساعت چند است؟

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

دوست دارم بخندم یا شاید دارم می خندم راستی ! ساعت چند است ؟ *** شبتان خوش ممنون سه سال پیش از یک افغانی شنیدم که گفت : « یک جهان ممنون » عبارت جالبی بود برای من برای شما جالب نیست ؟ *** از انگشت شصت پا شروع کردم و داشتم می رقصیدم ازخواندن  حروف القبا شروع به دیدن کردم وای اگر نتوانم مجسم کنم که دیوارهای خانه های همسایه های دست راستی مان چه رنگی ست و بچه هایشان که هنوز رنگ مدرسه ندیده اند مداد را...

Read More

مردم نگاه دختر افغانی

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

دستم نمی رود که دوست بدارم یا دوست دارم که بگویم اما نمی توانم بگویم یا خیالی دیگر خیل خوابگرد های گمشده در مرزها در انتظار خوابیدنم هستند تا به پستوی خوابهای سیاهم پناه برند *** پائیز می آید و باران پائیزی هم همه چیز را و خاطره ها را…. دستمالی را به دستم بده بگذارش برای بعد پائیز قرن را *** هزار شب می شود که خواب نمی بینم دکتر گفت اینکه خیلی خوب است و من برای اینکه شب ها خواب بد نبینم روز...

Read More

مناسبت نمی خواهد

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

 دنبال شعر گمشده ای می گشتم میان دستنوشته های گذشته این سه شعر  را کنار هم پیدا کردم …  پنج سال پیش نوشته بودم آنها را با دستخطی عجیب و لبریز از درد … « دستنوشته می تواند بیان کننده ی اندوه و احساس درون باشد ای کاش دستنوشته های حافظ و مولانا را می توانستم ببینم … دست نوشته های فروغ را دیده ام دست نوشته ای از شاملو را هم » *** داشتم  می  گفتم مناسبت نمی خواهد هر زمان که آسمان...

Read More