جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برفدانه ها 2

Posted by on فروردین ۱۸, ۱۴۰۰

26 چقدر می دانم که چقدر ندانسته ام چقدر کلاف دانستن                  سردرگم شده 27 چگونه آبش دهم گل خورشید ساقه ندارد 28 خال بال پروانه پروازش را سنگین کرده 29 خسته از گرما سکه خورشید را میان دست تو می گذارم 30 خشتی شده به دیوار خاطره دوست داشتن 31 خواب آب می بیند          دریا روزگار غریبی ست 32 در نظزبازی لحظه ای را باختیم و خاطره ای را برنده شدیم 33 دردهای گذشته را وقتی دوباره به یاد می آورم...

Read More

برفدانه ها 1

Posted by on فروردین ۱۸, ۱۴۰۰

  پیشگفتار: اشعار بسیار کوتاهی که به عنوان برفدانه در اینجا می بینید ( البته بسیاری از آنها گم شده است ) در لحظه های مختلف به ذهنم آمده است که برخی حاوی تصاویر و معنی هائی ویژه است . از جمله ” کلنگ در دستشان نیست – که خود کلنگانند – بی وقفه گور ما را می کنند – عقربه ها را می گویم ” که تعبیر تازه ای از عقربه های ساعت است . بعضی دیگر هم ازجمله ” سایه به دیوار – یعنی – چراغی هنوز...

Read More

بود یا نبود

Posted by on فروردین ۱۸, ۱۴۰۰

بود یا نبود باید هست یا نیست باید گفت یا نگفت نیامده آمد * آبی است و سرخ بنفش است همچون بنفشه ای که دامنه کوهی روئیده لبخندی است بر چهره ای همیشه گریان و اقیانوسی کویر * نمی ترسم و می ترسم نمی بینم و می بینم می شنوم و نمی شنوم شب رفته بامداد غریبی است * می خواهم و نمی خواهم می رقصم . نمی رقصم نوای ساز دلنواز نیست از شما نه ازخودم می پرسم کجای جهان بزرگم که هنوز بچه کوچکی هستم...

Read More

سوسمار

Posted by on فروردین ۱۷, ۱۴۰۰

یک روز ماری خیلی اینطرف و آنطرف پرسه می زد. به هرگوشه از زیرزمین سرمی کشید. خودش نمی دانست دنبال چیست. مرا هم بدنبال خودش می برد. من می دانم برای چه بود. او می خواست من سوژه داستان کوتاهی در باره اش پیدا کنم. آنقدر حرکت کرد که شب خیلی خسته شد. خوابش گرفت و شام نخورده زود خوابید. من هم خوابم گرفت. قبل از خوابیدن بفکر سوژه داستانم افتادم. در باره اختاپوس اخیرا” داستان کوتاهی نوشته ام. حالا...

Read More

اختاپوس

Posted by on فروردین ۱۷, ۱۴۰۰

” با یاد سریال جالب تلوزیونی اختاپوس  پرویز صیاد با شرکت صادق بهرامی ، نوذر آزادی ، سیروس ابراهیم زاده و …. “ حتما شما هم کلمه “اختاپوس” را شنیده اید. چرا می گویند اختاپوس؟ چون این جانور هشت پا دارد یعنی ” اکت ”  و اگر نه پا داشت می شد ” نوناپوس ” ، به همین دلیل است که نوشتن داستان اختاپوس آغاز شده است. برای هر کاری که جنبه اقتصادی دارد ، اول...

Read More