جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

باد بزن

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

پنجره باد بزنی ست خدا به دستت داده مرتب که باز و بسته شود از هرم روز رها می شوی *** پشت پنجره بالهای پروانه بادبزنی...

Read More

تابستان که می آید

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

  تابستان که می آید فقط به فکر زمستانت باش زمستان هم به فکر تابستان بیاد بیاور مورچه های آدم نما یا آدمهای کوچک مورچه قامت را *** از پنجره جدا شو  و به بالا رها تا به آسمان برسی ببین که من تو هم حتی – برگ های زرد ریخته بر حواشی خیابانها را نمی گویم – من و توهم حتی از پر پروانه کوچکتریم *** به همین سادگی که باور نمی توانی اتفاق می افتد …. اتفاق می افتد حتی اگر نخواهی و به ناگهان...

Read More

نقطه، فاصله، سر سطر

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

ستاره خاموش است تلفن زنگ می زند شب ادامه دارد صبح نمی آید پاییز تازه آمده  برای ماندن در تردید است … نقطه فاصله … سر سطر *** واژه ی ” است “ پشت ” بود “ پنهان شده دروازه ی دریا ها را هم – تا شنا نکنم – با هفت قفل آهنی بسته اند … کاغذی فقط روبرو یم گذاشته اند تا به خودکار آبی آنرا سیاه کنم تا … نقطه فاصله سر سطر *** ببین چقدر مهربانی که...

Read More

دقایقی با خدا

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

بیداری را در خواب تجربه کن خواب را در بیداری خدا را با ابلیس *** پوستواره ای شدی پوسته را رها کن هسته ی دوست داشتن فقط خداست *** خدا به قالب پروانه ای ست پشت پنجره در پرواز پنجره را باز کن گوش شیطان را کر *** دستت را دراز کن پنجره را باز خداست که همیشه پشت پنجره حضور دارد و لبخند می زند *** از خدا مترس خدا که ابلیس نیست که از او می ترسی به گونه ای باش در بودن و عمل … که ابلیس از تو بترسد...

Read More

درد می کشم

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

درد می کشم برای اینکه فراموش کنم که هنوز درد می کشم *** صدایم هنوز برای کسی آشنا نیست همسایه همسایه را نمی شناسد فقط به پنجره سرک می کشد *** عاشقانه های دیگران را در روزنامه ها دیدم پوشه های نامه های رسیده به روزنامه از نفرت و پوچی پر است *** صدایم را هیچکس نمی شنود درد می کشم برای اینکه ندانم هنوز درد می کشم *** خیابانها را برای له کردن و له شدن پنجره ها را برای باز کردن پنجره ای دیگر به سوی...

Read More