برای مانلی
جوباره آبی رنگی کوه قهوه ای را شکاف داده یعنی دوستت دارم *** شعاع گرم خورشید تاج سرد برف قله را به آغوش گرفته یعنی دوستت دارم *** بارانی از ستاره در آسمان احساسم جاری کن یعنی که دوستم داری دی ماه...
Read Moreجوباره آبی رنگی کوه قهوه ای را شکاف داده یعنی دوستت دارم *** شعاع گرم خورشید تاج سرد برف قله را به آغوش گرفته یعنی دوستت دارم *** بارانی از ستاره در آسمان احساسم جاری کن یعنی که دوستم داری دی ماه...
Read Moreکنار پنجره می نشینم و بازش می کنم و می خواهم از تو تا بیائی هر چه منتظر می مانم ………. خبری از تو نمی شود دستهایم را روبروی صورت می گیرم و دعا می کنم تا دو دقیقه تا دو ساعت تا دو روز …………… دو هفته ، دو ماه ، دو سال **** می دانم که هیچوقت نمی آئی … … … … برای اینکه دارم احساس می کنم که از همان دقیقه اول تا همیشه کنارم...
Read Moreپنجره را باز کن خدا را صدا بزنی بگوئی چقدر دوستش داری **** اگر آن قدر کوچکی یا خسته که دستت به دستگیره پنجره نمی رسد بازش کنی آهسته خدا را صدا بزن تا پنجره را باز کند تا بگوید چقدر دوستت دارد....
Read Moreزهره ی آسمون کو چراغ کهکشون کو … کمی تا قسمتی عجیب امروز عصر زلزله ای کوچک آمد هشداری کوچک برای اینکه خدا را باور کنیم و با مهربانی مهربانتر باشیم *** به ساعتی دیگر به نیمکتی نشسته راه رفتن مورچه ها را دیدم بی هدف و به هر سو ولی گذار پر شتاب مورچه ای از شرق به غرب در خطی مستقیم و بدون انحراف آنقدر تا نهان شود از چشم برایم عجیب بود *** به ساعتی دیگر هوا که تاریک شد منظره ای بدیع دیدم در...
Read Moreشامه ی ما عجیب عمل می کند بوی نفرت را از هزار فرسنگی حس می کنیم اما بوی عشق را درکنار نه *** هزار بار گفتم دوستت دارم یکبار برای امتحان گفتم نه از طناب ستبر و هزارپیچ دوست داشتن دل بریدی بر آن نخ نازک نفرت چنگ زدی و حالا در ته دره ی تنهایی منتظری تا هزار بار دیگر هزار باره شود این حدیث *** پر « واز » می کنی که به ثانیه ای دیگر فرود بیایی و بنشینی پرواز کن برای همیشه بسوی لحظه های پر تحرک و جاری...
Read More