جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

دو برفدانه

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

باغی پر انگور به تو دادم چرا که دوستت دارم یک حبه به من بده تو که می گویی دوستم داری * بیهوده سبقت می گیری و شتاب می کنی مجالت برای انجام آنچه که می خواهی بیشتر نمی...

Read More

بلور یخی به شکل دلتنگی

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

یکروز پیش از اینکه فصل سرما شروع شود  مگر قرار بر این نشد که باهم همه چیز را قسمت کنیم نگفته بودم مگر که سردی دست من برای تو گرمای دستت برای من …. از این مقوله بگذریم تو گفته هایت را فراموش می کنی من شنیده هایم را فراموش نمی کنم تو خواسته هایت را فراموش می کنی من بایسته هایم را فراموش نمی کنم *** حدیث دیگری بگذار برایت بگویم حدیث خدا که یخ زد مثل دستهای من از حضور نا بهنگام سردی پاییز...

Read More

غزلواره ی شب یلدا

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

نه باران می باردنه برفآسمانفقط می باردچیزی میان برف و بارانیا شایدذرات کوچکیمیان آسمان و زمینو کسیمثل من میان آسمان و زمین دوبارهدر جستجوی کلام دوباره ای استدر شب یلدادر تدارک یافتن واژگانی دیگر برای دوست داشتنبرای رهائی از تکرار♣ ♣ ♣از شب یلداخیلی گذشته استنه نام شاعران خالق شعر مثلث یادم ماندهنه پلاک خانه ای که قطعنامه ای در آنجا صادر شدفقط می دانمچیزی میان آسمان و زمین می باردبارشی ریز ریز...

Read More

بال بال می زنم از نفرت به سوی عشق

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

             برای فروغ فرخزاد بال گرفت و رفت  مهمانی را پشت رفتنش تدارک گرفته بودند … بال گرفت و رفت و غوغائیان فریاد می زدند که می شناسیمش و از ماست  بال گرفت و رفت و از جنس آنها نبود …  بال گرفت و رفت نمی توانم تصور کنم که چند بار خواب علی کوچیکه را خوابیده بود و خواب دیده بود   و در بند رخت آویزان شده بود و زیرپوش شده بود و عشق را تجربه کرده بود 2 مرا چه به این حرفها  که طول زمین...

Read More

احساسم پر کشید

Posted by on فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

 احساسم پر زد و رفت  بجای مداد در جا مدادی روی میز فقط چهار چهارسو بچشم می خورد *** بجای مداد چهارسو بجای قلم چاقو  بجای کاغذ نطع رسم زمانه خشونت شده  فقط خدا می تواند  این رسم را بگرداند *** به پرخاش می نگری در من  تا با نفرت از کنارت عبور کنم چنین نمی کنم ….. رویایم اما هنوز...

Read More