دو برفدانه
باغی پر انگور به تو دادم چرا که دوستت دارم یک حبه به من بده تو که می گویی دوستم داری * بیهوده سبقت می گیری و شتاب می کنی مجالت برای انجام آنچه که می خواهی بیشتر نمی...
Read Moreباغی پر انگور به تو دادم چرا که دوستت دارم یک حبه به من بده تو که می گویی دوستم داری * بیهوده سبقت می گیری و شتاب می کنی مجالت برای انجام آنچه که می خواهی بیشتر نمی...
Read Moreیکروز پیش از اینکه فصل سرما شروع شود مگر قرار بر این نشد که باهم همه چیز را قسمت کنیم نگفته بودم مگر که سردی دست من برای تو گرمای دستت برای من …. از این مقوله بگذریم تو گفته هایت را فراموش می کنی من شنیده هایم را فراموش نمی کنم تو خواسته هایت را فراموش می کنی من بایسته هایم را فراموش نمی کنم *** حدیث دیگری بگذار برایت بگویم حدیث خدا که یخ زد مثل دستهای من از حضور نا بهنگام سردی پاییز...
Read Moreنه باران می باردنه برفآسمانفقط می باردچیزی میان برف و بارانیا شایدذرات کوچکیمیان آسمان و زمینو کسیمثل من میان آسمان و زمین دوبارهدر جستجوی کلام دوباره ای استدر شب یلدادر تدارک یافتن واژگانی دیگر برای دوست داشتنبرای رهائی از تکرار♣ ♣ ♣از شب یلداخیلی گذشته استنه نام شاعران خالق شعر مثلث یادم ماندهنه پلاک خانه ای که قطعنامه ای در آنجا صادر شدفقط می دانمچیزی میان آسمان و زمین می باردبارشی ریز ریز...
Read Moreبرای فروغ فرخزاد بال گرفت و رفت مهمانی را پشت رفتنش تدارک گرفته بودند … بال گرفت و رفت و غوغائیان فریاد می زدند که می شناسیمش و از ماست بال گرفت و رفت و از جنس آنها نبود … بال گرفت و رفت نمی توانم تصور کنم که چند بار خواب علی کوچیکه را خوابیده بود و خواب دیده بود و در بند رخت آویزان شده بود و زیرپوش شده بود و عشق را تجربه کرده بود 2 مرا چه به این حرفها که طول زمین...
Read Moreاحساسم پر زد و رفت بجای مداد در جا مدادی روی میز فقط چهار چهارسو بچشم می خورد *** بجای مداد چهارسو بجای قلم چاقو بجای کاغذ نطع رسم زمانه خشونت شده فقط خدا می تواند این رسم را بگرداند *** به پرخاش می نگری در من تا با نفرت از کنارت عبور کنم چنین نمی کنم ….. رویایم اما هنوز...
Read More