رویای نیم شبی پائیزی
خواب می دیدم خدا الهه گرما بود سردم بود پتوی نوازش بر سرم کشید برای اینکه دوباره بدنبال خوابهایم بگردم *** خوابم پریده بود اما تو هم رفته بودی و خدا هم و من مانده بودم و زمهریر پائیزی *** هنوز خواب می دیدم ستاره ای دیدم به شوق پریدن تو بودی یا من یادم نیست خاطره ی خواب آب می شود در هرم هنوز نیامده ی آفتاب *** از پنجره بالا پریدم و بالا تر رفتم مثل ماهی/ پرنده ای بر اقیانوس آسمان شنا کردم گاهی...
Read More