جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

رومیزی

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

هزار ماهی بر سطح میز شنا می کنند هزار اندیشه بر موج های دایره ای شکل آب می چرخند هزار دست تو را از آب می گیرند هزار تنهائی در من است هزار چشم برای تنهائی من و تو گریه می...

Read More

غزل شب یلدا

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

دوست داشتن غروب خورشید برای طلوعی دوباره دوست داشتن طلوع خورشید نوید بخش غروبی پیش از غروب من تداوم شب یلدا با اشتیاق دیدن خورشید مهربان اول دی جاری شده در ضمیر سیاهم *** شب یلدا اما صبور می ماند آن قدر که تولد غزلی را همراهی کند؟...

Read More

شاپرک

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

پس پشت پنجره پرده را بردار پس پشت پنجره پرده را بردار پس پشت پلک را حجاب نگاهت کن که آسمان می گرید *** به عشق می خندم به خنده عشق عشق می خندد بر آسمان که همچنان می گرید *** پس پشت پا بزن به شاپرکی عاشق با تلنگر انگشتی و مردم چشمت را در آینه ببین که چه آسان می گرید شهریور...

Read More

شالیزار

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

دل دریاست دریا پیش آسمان دلش باران باران تا دامنش نشسته شالیزار *** شالیزار سیراب از عطش چتر آفتاب به سر کرده ده به نفس زدن افتاده پیش وسعت شالیزار *** باران به شالیزار دوباره ابر می شود اما من / دوباره ده ساله نمی شوم شهریور...

Read More

جوباره باریک

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

عقربه ساعت می چرخد تا به یاد بیاورم همیشه را *** کدورت دنیا از یادم نمی برد فریاد صاف پنجره در قاب شیشه را *** رازی ست سر به مهر : تو را به تو می سپارم آسمان را به آسمان تنهائی را به وسعت تنهائی جوباره باریکی مگر شوم کناره بیشه را *** باد می ود تا ببرد همیشه را شهریور...

Read More