گلابی به کهکشان
نه بودنم نه نبودنم گردش هیچ ستاره ای را عوض نمی کند نه عشق نه نفرت نه گرمای زاری این شب این یخ انجماد را نمی شکند با که و چگونه بگویم شاخه امید شکسته گل یاس پشت شیشه پنجره پنجه دوانید *** نه خواسته ام باشم نه مایل به زنده بودنم بی دوست داشتن وقتی که وقتی که ……. _ چه قدر از این نقطه های نا خواسته آمده میان شعر بیزارم _ وقتی تمام دنیا دروغ می گوید هرگز دروغ نگفته ام وقتی تمام دنیا دروغ...
Read More