جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برای دوست داشتن دشمن

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

عشق گوشه آسمان غریب افتاده دشمن خود را دوست دارم دشمن عشق را هرگز *** شهر را ازدحام سکوت گرفته پروانه شعر کنج کوچه غریب افتاده دشمن خود را دوست دارم دشمن شعر را هرگز *** عشق اگر نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود شعر اگر نباشد کلام کنار کلام عشق اما می گوید شعری دوباره بگو برای دوست داشتن دشمن مهر...

Read More

اول صف

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

خورشید اگر بمیرد خورشید دیگری بر آسمان متولی می شود آسمان ستاره تا به ابر بنشیند رنگ کهکشان نیلی می شود در نبودن خورشید گستره آسمان خالی می شود فروغ شعاعش پرنده را بالی می شود *** « بعدا » چند بار گفتی چند بار بگویم « همیشه زندگی زیباست » چند بار بخندم تا به جایزه صدم جشنواره دست بیازم چند بار بگریم خوبست؟ *** پرنده عشق محصور در قفس دستم بود دستم را گشودم تا پرنده به بام خانه همسایه بنشیند ***...

Read More

ادامه شب یلدا

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

فرض بر این است که امشب هنوز ادامه شب یلداست وامروز اول دی نبود و من هنوز می توانم مثل ماه شب یلدا پشت ابر برقصم و ریز ریز شوم تا مگر بارشی در تردید میان برف یا باران شدن یا هیچ هیچ هیچ تو اما هنوز همیشه پشت پنجره فلان رستوران فلان خیابان فلان قاره در انتظار چیدن میزی مستطیل شکل − برای جشن تولد شب یلدا – به عکسی به دیوار پشت سرت -سرت را دیدم که چرخاندی – خیره می شوی − چه قدر با علاقه...

Read More

غزلواره شب یلدا

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

نه باران می بارد نه برف آسمان فقط می بارد چیزی میان برف و باران یا شاید ذرات کوچکی میان آسمان و زمین و کسی مثل من میان آسمان و زمین دوباره در جست وجوی کلام دوباره ای است در شب یلدا در تدارک یافتن واژگانی دیگر برای دوست داشتن برای رهائی از تکرار *** از شب یلدا خیلی گذشته است نه نام شاعران خالق شعر مثلث یادم مانده نه پلاک خانه ای که قطعنامه ای در آنجا صادر شد فقط می دانم چیزی میان آسمان و زمین می...

Read More

برفدانه ها

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

1 آهسته تر قدم بردار گل قالی احساس درد می کند 2 اشاره انگشت گفت: نباید خطا کنم 3 اگر بخواهی و بگذاری عبور عقربه های ساعت آهسته می شود 4 با چاقو قطره قطره می کنم دریا را تشنه فراوان است 5 به دهان صدف شدم تا مروارید شوم تا به گوشت آویزان شوم تا ترانه دوست داشتن را در گوشت زمزمه کنم 6 ترکیب رنگ زرد زمین و آبی آسمان سبز بهار می شود 7 چرا رهایم نمی کنی تا بخوابم بر بالشی از ابر 8 دیدی چگونه گاز می زد...

Read More

مو و دستش

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

از پس دیوار واکس می زند تا به برق بنشیند کفشش   مو و دستش از پس دیوار و خش خشی همیشگی یعنی همیشه هست نقش مویش هم از آئینه روی صیقل در افتاده است شهریور 79

Read More