برف آخرین شب دی ماه
ببین چه قدر تو خوبی و من چه قدر بد افتاده ام پنجره را باز کن تا ببینی همان طور که از سر شب گفته بودم قرار بر این است که امشب برف بیاید تا مگر تمام دنیا را سفید کند به قدری سفید تا به صورتی بزند *** انگار باور نمی کنی که حتی علف های سبز پس پشت این بارش سر سفید شدن دارند نه فقط علف های سبز قلب تو حتی حتی رویای من *** ببین چه قدر خوبی که خنجر خشونت را به گلویم گذاشته ای و پیش از آنکه خونم را بریزی...
Read More