کلاغ پر
نه آفتاب جوانه زد نه از تو جواب نه خدا جلوه و هر کلامی هم ناتمام … میان خورشیدهای فسیل شده آفتاب پر تو پر جام طلا پر خدا پر زمستان تابید باغ پر … صبح اول دی ماه شد چراغ پر … سار پشتِ پنجره لانه کرد کلاغ پر □ آفتاب هنوز پشتِ پنجره می خندد تو هم هنوز در پرواز خدا از همیشه تابناکتر … خورشیدِ پیر پر ماهِ سیر پر خدای دلگیر پر دلم برای کودکی که در این شبِ سیاهِ زمستانی و مادری...
Read More