رویای نیم شبی پائیزی
خواب می دیدم خدا الهه گرما بود سردم بود پتوی نوازش بر سرم کشید برای اینکه دوباره به دنبال خواب هایم بگردم خوابم پریده بود اما تو هم رفته بودی و خدا هم و من مانده بودم و زمهریر پائیزی هنوز خواب می دیدم ستاره ای دیدم به شوق پریدن تو بودی یا من یادم نیست خاطره ی خواب آب می شود در هرم هنوز نیامده ی آفتاب از پنجره بالا پریدم و بالاتر رفتم مثل ماهی/پرنده ای بر اقیانوس آسمان شنا کردم گاهی اول شخص...
Read More