جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

رویای نیم شبی پائیزی

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

خواب می دیدم خدا الهه گرما بود سردم بود پتوی نوازش بر سرم کشید برای اینکه دوباره به دنبال خواب هایم بگردم خوابم پریده بود اما تو هم رفته بودی و خدا هم و من مانده بودم و زمهریر پائیزی   هنوز خواب می دیدم ستاره ای دیدم به شوق پریدن تو بودی یا من یادم نیست خاطره ی خواب آب می شود در هرم هنوز نیامده ی آفتاب   از پنجره بالا پریدم و بالاتر رفتم مثل ماهی/پرنده ای بر اقیانوس آسمان شنا کردم گاهی اول شخص...

Read More

چوب خطی برای خدا

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

چوب خطی به دست بگیر چاقو، نه به جای چاقو مدادهای رنگی سبز و قرمز… از غروب که عبورکردی به سیاهی شب که رسیدی روزت را مرور کن لحظه های با خدا بودنت را علامت سبز دقایق شیطانی را علامت سرخ … علامت های قرمز را از سبزها مِنها کن سبزها را از قرمز ببین که امروزت چگونه بود … خدا کند که خدایی گذشته باشد * * * ما همیشه به خار و خاشاک کنار راه خیره می شویم و عبور ابرها و شها بها را از دست...

Read More

آرزوهایت را به باد بده

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

خدا همین نزدیکی هاست اگر بگویم در قلبت است باور نمی کنی به زبانی دیگر می گویم که باور کنی یا به گونه ای دیگر سکه که بر زمین می افتد یا شیر یا خط است یا قلب می شود اما خدا همیشه خداست استوارتر از احساس تو که همیشه دوستش داری   انگار سخت تر شد پس ساده تر می گویم… خدا به تو نزدیک است که مثل مادر کنار تو می خوابد و موهایت را نوازش می کند گاهی هم موهایت را می کشد اما به مصلحت چرا که دوستت دارد...

Read More

از پنجره تا خدا و دست 2

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

کنار پنجره می نشینم و بازش می کنم و می خواهم از تو تا بیائی هر چه منتظر می مانم تا….. خبری از تو نمی شود دست هایم را روبروی صورت می گیرم و دعا می کنم تا دو دقیقه تا دو ساعت تا دو روز …. … .. تا دو هفته، دو ماه، دو سال می دانم که هیچوقت نمی آیی …. … .. برای اینکه دارم احساس می کنم که از همان دقیقه اول تا همیشه کنارم بوده ای بهمن...

Read More

از پنجره تا خدا و دست ۱

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

پنجره را باز کن تا خدا را صدا بزنی تا بگوئی چقدر دوستش داری   اگر آن قدر کوچکی یا خسته که دستت به دستگیره پنجره نمی رسد تا بازش کنی آهسته خدا را صدا بزن تا پنجره را باز کند تا بگوید چقدر دوستت دارد دی...

Read More

دقایقی با خدا

Posted by on تیر ۳۰, ۱۳۹۵

بیداری را در خواب تجربه کن خواب را در بیداری خدا را با ابلیس * * * پوستواره ای شدی پوسته را رها ک ن هسته ی دوست داشتن فقط خداست   خدا به قالب پروانه ای ست پشت پنجره در پرواز پنجره را باز کن گوش شیطان را کر * * * دستت را دراز کن پنجره را باز خداست که همیشه پشت پنجره حضور دارد و لبخند می زند * * * از خدا مترس خدا که ابلیس نیست که از او بترسی به گونه ای باش در بودن و عمل که ابلیس از تو بترسد...

Read More