جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

مثنوی کوتاه عشق

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

عشق یعنی زندگی را باختن_____خانه ای را روی موجی ساختن عشق یعنی میزبان غم شدن______از زیادت خواستن ها کم شدن عشق یعنی پرده ای از جنس آب_روز روشن روبرویت صد حجاب عشق یعنی غرق در دریای او________آمدن تا سرنهادن پای او عشق یعنی چون ملائک بر شدن__لیک وقتی می رسی کافر شدن عشق یعنی نفرت از هر دشمنی_____من بچرخم تا ببینم تو منی عشق یعنی راه رفتن در سراب_گم شدن در بحر گیتی چون شهاب عشق یعنی روشنی، تا...

Read More

برای مانلی

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

 جوباره آبی رنگی  کوه قهوه ای را   شکاف داده   یعنی   دوستت دارم    ***   شعاع گرم خورشید    تاج سرد برف قله را   به آغوش گرفته یعنی دوستت دارم  ***  بارانی از ستاره   در آسمان احساسم جاری کن   یعنی که   دوستم داری    دی ماه...

Read More

خاطره / اتفاق

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

تو چند خاطره ای ؟ من چند اتفاق ؟ … تو چقدر اتفاقی ؟ من چند خاطره ؟ ☻☻☻☻☻ فواره عشق را در رسیدن به ارتفاع و سرنگون شدن تجربه می کند جویباره در امتداد افق خزیدن را تا فنا شدن و رسیدن به عشق جویباره ای یا فواره … فرقی نمی کند دنبال عشق باش ☻☻☻☻☻ ای کاش آب بودم ( * ) فواره ای جویباری یا به گونه ی اشکی کنار چشمی … به روزگاری که همیشه خدا بر زبانمان جاریست هر چه هست و نیست به گفتار...

Read More

مرداد

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

  ای رهگذر ای جانت از رویای آب یخ زده لبریز این سو  اگر میل است به رفتن                                       بدان که راهی ست بس هموار نه اش باطلاقی هست نه اش کوهی مقابل                             و نه دریایی تا بیکران در زیر پایت جاده ای هموار و بر سرت       خورشید آتشبار *** ای رهگذر آنسو ترا چاهی ست  اندر پیش چاهی  اگر چه قلبش از سنگ است – سنگی سیاه و تیره – اما دل سنگش چو بشکافی...

Read More

شهریور

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

  از گرمی مرداد رفته بریدم اما هنوز شاد نیستم وقتی که گر گرفته دنیا ….. چگونه سایه ی سردی را اما می توانم آیا در پیرامونم جستجو کنم *** گم می شوم میان آسمان و زمین تا دوباره خدای گمشده را با خودم روبرو کنم *** با خودم قرار گذاشته ام بخندم امشب بی حضور بیگانه ای لا اقل بگذارید در تنهایی اشکهایم را رفو کنم *** ” می خواهم خواب اقاقیا ها را بمیرم ” * و کاسه ی خورشید آسمان شهریور را...

Read More

هنوز یلدا جاری ست

Posted by on مرداد ۴, ۱۳۹۵

هنوز تمام نشده شب یلدا را می گویم کاش هرگز تمام… یاد شعری به سالیان و به سالیان و به سالیان دور سروده افتادم ” شبم از نی نی چشمان تو ساطع گردیده ” پلکهایت را ” مگذار بروی هم ” بگذار ” شب من طولانی تر باشد ” *** *** زمان درازی در انتظارش بودیم حالا که آمده و روبریمان نشسته و شادتر از همیشه صبح را پس می زند *** شب چله است یا همان شب یلدا و دیو سرما آخرین...

Read More