جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

بهاریه در پائیز

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

جامه ی نو کن  ز در بهار می آید پرده مپوشان که یرده دار می آید نیزه زمین زن سپر به زاویه بسپار رستم دستان به کار زار می آید باغ به آتش فکن که آن گل وحشی لاله شد و باز داغدار می آید جلگه اگر می شوی ببارد باران خسته اگر می شوی سوار می اید گنج طلب گر کنی نمی رسدت هیچ نیم اگر خواستی هزار می آید سبزه می آید به قصد زردی پائیز یار در اندیشه ی فرار می اید آنقدرم مانده تا بمانم خاموش جان که فراموش شد قرار...

Read More

عشق و درد ( ادامه ی با خودم هستم )

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

  بانی عشق باش نه راوی عشق … راوی درد باش نه بانی درد *** با خودم به زمزمه بودم که پنجره باز شد و بسته با پرنده ای که به داخل آمد با دو شاخه کوچک بر منقارش عشق و درد آنها را کنار پایم روی زمین گذاشت و پرید ***   پرنده رفته بود و پنجره بسته به خودم برگشتم به دنبال کاغذی می گشتم که روی آن چیزی تازه به ذهن آمده را بنویسم کاغذی در دست چپم – که هنوز درد می کند – دیدم رویش نشته شده...

Read More

در خیابانها و بزرگراه ها ( * )

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

  ( پیامهائی کوتاه برای رانندگی بهتر …… و زندگی بهتر ) مقدمه: 1-تمام کسانی را که در شهر تهران بزرگ وحومه آن ساکن هستند و به کار اشتغال دارند ، می توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول راننده وسائط نقلیه عمومی اعم از سواری، مینی بوس، اتوبوس و یا راننده کامیون و وسائط نقلیه سنگین هستند. این گروه از 24 ساعت شبانه روز، حدود 12 ساعت یعنی %50 از وقت خود را در حال رانندگی بسر می برند. گروه...

Read More

سکوت ، سرشار از ناگفته هاست ( * )

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

۱ سکوت سرشار است از هزار راز نگفته هزار پنجره ندیده هزار صدای ناشنیده گوشه آسمان خدا اما همیشه از ندیده ها و ناشنیده ها لبریز است **** چند بار صدا بزنم تا صدایی بشنوم تا خیال کنم کسی پشت اینهمه در زدن هنوز در انتظار نیست و یا هست و اما از حضور غمناک من هراسناک یا غمگین می شود چند بار تا … از حضور خودم غمگین شوم چند بار شاملو را دوباره زنده کنم که با چهره زیبایش به گفتن درآید و بگوید روزگار...

Read More

شولای من کجاست مادر؟

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

به یهانه سرمای زود رس امسال مگر نه اینکه هر کس باید صاحب اسمی باشد تا به آن بشناسندش یا بخوانندش، درست مثل هر گل، هر کوچه، هر کتاب، یا حتی هر ستاره و با هر حرفی هم شروع بشود، هیچ مهم نیست که تمام حرفها از قامت الف متولد می شوند، پس من چرا هنوز اسمی ندارم، یا داشته ام شاید و مثل هر چیز دیگری که می تواند گم بشود، درست در وسط یکروز طوفانی که باد همه چیز را بهم می ریزد و با خودش می برد، نام مرا هم...

Read More

7 س

Posted by on مرداد ۵, ۱۳۹۵

بهار پنجره ای می شود بسوی نور باران صف درختان سیب را می زند هاشور تمام درختان سیب جامه ای از شکوفه پوشیده اند *** میوه خیلی گران شده سیب(۱) سرخ (۲) سفره ی(۳)هفت سین ات(۴) را بردار به آن که تمنایش را دارد بده تا سراسر(۵) (۶) سال(۷) توفیق و لذت بخشیدن همراهت باشد   29 اسفند...

Read More