بابا نان داد
– به بهانۀ آمدنِ عید – عکسِ خاطره ای دور … از همیشه ، نزدیک تر می افتد : ….. بابا نان داد نصف قرص نان را ، هنوز نخورده بودم که بابا…. پسرِ گرسنۀ همسایه را دید نصفِ قرصِ نانِ مرا گرفت به آن پسرک داد …. حالا که هیچکدام نیستند نه « بابا » ، نه قرصِ « نان » ، نه « کودکِ » همسایه ، …. نمی دانم. بابا را « شهید » بنامم … یا « مرحوم » … یا « دزد » ؟ ***...
Read More