جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

گل صحرائی

Posted by on تیر ۲۲, ۱۳۹۵

شب را صدا بزن

هزار پرده دارد شب

چرا نمی گذاری

نگاهت را

مثل شب ورق بزنم

چرا نمی گذاری

حس کنم

هنوز آسمان به رنگ نگاهت آبی ست

***

شب

پشت نگاه تو مهتابی ست

بر کهکشان صدایت

ضجه ام شهابی ست

دوست داشتنت

مرا

چرا

دشمن شده

ترانه ای که بی من سروده شده

چرا همیشه شده

چرا چنین با من شده

گل صحرائی

زیر نگاهت

چمن شده

گل صحرائی

حجب نگاه تو را

خواستن شده

دوست داشتنت را

به سنگی آهن شده

دلم

زنجیری گریختن شده

***

بگو

به کجا

بیاویزم

نجوایت را

هیچ کسی

رقص نقش قالی را

مانند من

با دوست داشتن تو

موازی نمی کند

چرا کسی با من

همنوازی نمی کند

اردیبهشت 71