جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

پرواز کن

Posted by on تیر ۲۱, ۱۳۹۵

– برای پسرم مازیار –

 

دوست داشتنت را

دوست دارم

اگر مجال داشته باشم

نمی گذارم

همیشه نباشی

***

به خاطر تو که دوستت دارم

هر وهنی را پذیرایم

تنها بر این دریغ می خورم و بیم دارم

که تو هم پذیرای وهنی دیگر باشی

چرا که زندگی شطی ست

که به بیراهه می رود

***

آهو بره ای کوچک هستی

با دوست داشتن و کنجکاوی و بازیگوشی

احساسی بیشترین داری

و فاصله خنده و گریه ات

بغایت اندک است

پرواز را از خاطر برد

پرنده

نگاهت را چون دید

سرگردان و عاشق

بیشتر از من که در دروازه چهل ایستاده ام

و عشق را بیشتر از من تجربه می کنی

هر چند

تنها سه بهار بی پرنده را دیده ای

***

بیشتر از من و زیباتر از من

زیبائی را می نوشی

با پیاله کوچک چشمانت

بیشتر از من زشتی ها را خواهی دید

و چه رنجی خواهی کشید

***

زمان از چشم های تو بی رحم تر است

12

چشم های تو از احساس من صادق تر

احساسم می گوید

بگذار زمان را

در چشم های تو به تماشا بنشینم

***

سنجاقکی مباش

بر دفتر زمان

سنجاق شده

پرواز کن

نه چون من

آبان 67