جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

کنج بال کبوتر

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

روبه روی آینه

خندیدم

تصویرم گریست

روز

کبوتر سپیدی شد

شب

کبوتر چاهی شد

کنج بال کبوتر

تنهائیم را

پناهی شد

***

روبه روی آینه

به گریه نشستم

تصویرم می خندید

شب

کفتر سفیدی بود

روز

پر کلاغ سیاهی شد

***

از آرامش نگاه تو

به توفان نشست دلم

زمان وزید و طوفان نوح

نرم تر از نوازش نگاهی شد

به سبکباری آهی شد

***

گفتم:

هر آنچه بادا باد

آینه از دستم افتاد

تا

در پشت آسمان پشت پنجره

به چاه خواب نیفتم

ماه آسمان شب هفتم

به هیئت ماهی شد

به شکل گناهی شد

تیر 71