ستاره ای که پلسار می شود ( * )
هنوز همانم
فرشته نه
سایه ای از روح دوست داشتن به دیوار نفرت
_ دیوار را فرو بریز _
***
هنوز همانم
ده ساله کودکی
لباس میانسالی پوشیده
ده ساله کودکی میان خیابان
کنار جقجقه هایش – برای فروش-
دانه دانه
_ برای مردمی که نمی شناسد _
کلاله عشق عرضه می کند
***
هنوز همانم
سایه ای به دیوار دوست داشتن
_ هیچ گاه نپرسیده ای که اینکه طالب دوستی است _
به کدام کهکشان تعلق دارد
***
هنوز همانم
کودکی که بر برگ تاک فال می گیرد
و فالش / همیشه به عشق می نشیند
***
هنوز همانم
زمزمه ای در سکوت
ستاره ای که از تداوم نفرت
پلسار می شود
***
هنوز همانم
گناهکار آدمی که به سیب دست زد
و سیب را برای بوئیدن چید
***
هنوز همانم
کسی که عاشق عشق بود
و وقتی از تمام ستاره ها نفرت می بارید
به بیابانی افتاد
و خار عشق / پایش را خلید
***
هنوز همانم / که عاشق ستاره هاست
و عاشق عشق
و نمی داند
سرچشمه این همه نفرت در کجاست
***
هنوز همانم
هنوز در آینه
_ به سادگی کودک دو ساله ای _
به خودم لبخند می زنم
و می بینم / تصویرم در آیینه به گریه نشسته است
***
هزار بار شام آخر را
از اول بازی کرده ام
و باز منتظر شام آخر دیگری هستم
***
هنوز همانم
جویای جمعیتی پس از تفریق
دستی برای دوستی
ابری برای باران
تا تمام گناه زمین را
به شست و شو بنشیند
مرداد 77
اجرام فضائی کوچکی در کهکشان راه شیری هستند که امواج رادیوئی خاصی را با فرکانس (pulsar) : ( * ) پلسار
مشخص ارسال می کنند.
