جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

منظومه ی از “ش” تا “ب” < قسمت سوم >

Posted by on مرداد ۱۳, ۱۳۹۵

…… شب حدیثی است بسی گستاخانه… بوده ام شاهد من خیل زنانی را که شیشه ی باکره گی شان در دست شب پی ” روزی ” خود می رفتند در قفاشان عابرین گرسنه و سنگ انداز پس از آن در سپیده دم شرم آگین عابرین کف پاهان خونین *** گفتم و گفتم و گفتم بسیار تو بگو سایه لختی تو بگو تو چرا ساکت و آرامی ؟ روی در روی تو دارم لب نمی جنبانی یا گمان می ای سایه سیاهی چون نتوان از تو شنیدن سخنی چه...

Read More

هزار تویی از رنج است زیستن ( * )

Posted by on مرداد ۱۲, ۱۳۹۵

– به بهانه فاجعه زلزله در آذربایجان و با درود به روان پاک جان باختگان-   همه می روند… گاه به سختی گاهی آرام تو اما به یک تکان رفتی از هزاره عشق گریختی من اما هنوز به زنجیرم در هزار توی رنج *** رفته ای اما کاش می دانستی که تا ابد هزار توئی از رنج است زیستن ….. و باز دلم می خواهد بدانم پیشتر از روزنامه و عکاس و زلزله به بال کدام فرشته خوابیده بودی؟ نشانیش را بگو بگو کدام خاطره...

Read More

سفره های سرشار از تهی

Posted by on مرداد ۱۲, ۱۳۹۵

– در سوگ زلزله ی آذربایجان – -تقدیم به س.ع. – … طعم کلامت بوی زلزله می دهد بوی تنهایی و حقارت بازماندگان فاجعه که به جمع تهی دستان پیوسته اند کنار کاسه های تهی در میان سفره های خالی اما سرشار از فقر *** از خطه ی آذربایجان می آیم: پس از فرو نشستن فاجعه فاجعه ای دیگر در آستان وقوع است فقری دوباره که مرا و مردمم را به فروش کلیه های دوم وا می دارد و قلبی که لخته … لخته…...

Read More

شاعر امروز

Posted by on مرداد ۱۲, ۱۳۹۵

مثل شاملوی 60 سال پیش… شعر نمی گوید لباس نو نمی پوشد ( * ) ( اشاره به شعر : « شعری که زندگی ست» : از احمد شاملو ) به فکر نان شبش هم نیست – وجوه واریزی مبلغ رایانه در حسابش – موجودیش را متورم کرده – و از اینهمه چاقی و شادی – به وحشت نشسته است – هنوز کسی را پیدا نکرده – به او بگوید – چگونه می شود اینهمه شادی و خوشبختی را – کمی کوچکتر کند ؟...

Read More

سیاه ، خاکستری ، سفید

Posted by on مرداد ۱۲, ۱۳۹۵

روزنامه ها از شب می نویسند شب نامه ها از روز حقیقت خورشید… پشت ابرهای خاکستری پنهان است *** سیاهی و سفیدی در تقابل هستند به رسمی دیرینه امروز لباس سیاه به تن می کنم فردا …. …. برای بخاطر سپردن ترتیب رنگها به بالا نگاه کن 13-...

Read More

شب به خیر

Posted by on مرداد ۱۰, ۱۳۹۵

– شب بخیری برای کسی که من است – … شب به خیر نیمه شب است درد هم مثل همیشه بیشتر از اندازه …. دردهایت را گلوله کن و زیر بالشت بگذار که فردا صبح زود با آنها نارنجکی بسازی *** نه سه سال نه سی سال نه سی صد سال سه هزار سال می شود که گرده پشتم را به نقش خنجر و شلاق وا گذاشته ام و در این هزاره ها درد چهره ی استخوانیم را زینت بخشود ولی چه سود که از سکوی غرور عزیزم هرگز پایین تر نمی خزم...

Read More