جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

اعدام

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

 آوازی از دهانه رها شد  با آهنین پرنده گرمی  کوچک … … آن هرسه را  اندیشه  آن دقیقه  چه در سر بود ؟ …. آن کس که برپراند پرنده را وآن پرعطش پرنده که پرزد  تا از رود سرخ جاری  رفع عطش کند و آن میزبان که روی چوبه کمی لرزید بهمن ۱۳۴۸ ( سال دوم...

Read More

به موازات ایستاده اند

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

کبریت های سیاه و سوخته کبریت های زنده ی قرمز       *** پروانه های مرده  ی  پشت پنجره پروانه های هنوز در پرواز                             باز                             پشت پنجره *** کفش های خاموش  کاشی هائی که هر دقیقه میزبان نقشی کفشی دیگر    *** طنین مرگ است این یا طپش...

Read More

بهار مبارک 2

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

پنجره بسته ست تحویل سال از شیشه ی شکسته ی پنجره با صدای ترقه به میان خانه پرتاب می شود *** بجای میوه عکس میوه به دیوار خانه آویزان است بجای عشق عکس قلبی زخمی نان شب را با درد و دروغ و دود … آبی آسمان و زلالی کهکشانها را فراموش کن به سیاهی و سیاهچال فرود تا به آستان رضایت بهار مبارک...

Read More

گرسنگان را دریابیم

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

 امشب برای اینکه دو روز بیشتر زندگی کنی یک ساعت از عمرم را به تو می بخشم *** فرداشب برای اینکه دو روز بیشتر زندگی کنی یک ساعت از عمرم را به تو می بخشم *** شبهای دیگر هم برای اینکه دو روز بیشتر زندگی کنی یک ساعت از عمرم را به تو می...

Read More

سرخوردن سندباد روی شیشه

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

سند باد قصه های هزار و یک شب بند از پا رها کرده درست مثل پروانه ای خیابان پریدن دارد *** چقدر برای گم شدن توان رفتن هست تا به نقطه آخر برای شروع دیگر گریزی شاید باشد از شن و باد و افسانه به سرزمینی  دیگر *** خس خس سینه نمی گذارد آرام تر بخوابم تا بگویم به نوشتن شعری دلخوشم به شنیدن صدائی معتادم و دفتر خاطره ها را پیش از اینکه باز کنم پاره می کنم *** دفتر خاطراتت را باز کن نام مرا اگر دیدی خط بزن...

Read More

چوب خطی برای خدا

Posted by on فروردین ۱۰, ۱۴۰۰

 چوب خطی به دست بگیر چاقو ، نه به جای چاقو مدادهای رنگی سبز و قرمز … از غروب که عبور کردی به سیاهی شب که رسیدی روزت را مرور کن لحظه های با خدا بودنت را علامت سبز دقایق شیطانی را علامت سرخ …. علامت های قرمز را از سبزها منها کن سبز ها را از قرمز ببین که امروزت چگونه بود … خدا کند که خدایی گذشته باشد *********** ما همیشه به خار و خاشاک کنار راه خیره می شویم و عبور ابرها و شهاب ها...

Read More