جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

سنگفرش تولد

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

در نظرگاه من

مورچه کوچکترین است

خدا

بزرگترین

     *

نه خدا

نه مورچه

خط قرمزی نیافریده اند

خطوط قرمز را

خودخواهان به صفحه کوچک زیستنم

خط کشی می کنند

     *

مورچه ها

جشن تولد ندارند

خدا نیز هم

تولد و مرگ

فاصله کوتاهی است

در گاهواره زیستن

تا قدمی برای عشق برداری

     *

اگر عشق

تنفس کوتاهی

میان بودن و نبودن است

بگذار در رگهایم

مثل رودخانه ای جاری شود

     *

گهواره

برای آرام کردن کودک است

گاهواره

برای میانسالی

که گاهنامه زندگی را مرور کنی

که سرشار از عشق است

از نفرت هم

     *

در نظرگاه من

مورچه کوچکترین است

خدا

بزرگترین

     *

از جنگی که دود و درد و دروغ بجا می گذارد

خسته ام

در آرزوی بودن مورچه ای هستم

که بار سنگین کوچکی در پشتش دارد

و جشن تولد ندارد

یا پروانه ای

که صبحدم متولد می شود

شب می میرد

     *

بخند

وقتی که می خندی

خنده ات جویبار زلالی می شود

وقتی که گریه می کنی

سیلی می شود

که به زندگیم

سیلی می زند

جواد شریفیان

24 مهر 1391