جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

خورشید

Posted by on فروردین ۱۲, ۱۴۰۰

 چشمه خشکیده را

به نظر بازی نشسته خورشید

و خورشید

تیله فردای تست

اگر بتوانی

 ***

رامشگران امروز

خاموشان دیروزند

به دیروزت

نقبی بزن

به کودکیت گریزی

اگر بتوانی

 ***

جلادان امروز

 کودکان دیروزند

به خوش باوری نشسته

از بند کودکی گسسته

از کودکیت اگر بجا مانده چیزی

چیزی بگو

اگر بتوانی

*** 

خاموشان امروز

 رامشگران دیروزند

به تا ر این شب

زخمه ای بزن

اگر بتوانی

 ***

سیاره های سرد این منظومه

ستاره های فروزان دیشبند

خورشید را

به نظر زدن بنشین

اگر

بتوانی

***

پنجره را

اگر می شود به دستی بگشا

که شبان امروز

سپیده دمان دیروزند

دل چرکین از غرابت خورشید

و خورشید

تیله فردای تست

اگر بتوانی

 فروردین ۷۲

پا نویس : ۱۳ سال پیش با خانواده به شهر بازی رفته بودیم . مردی فرزند سه ساله اش را کول کرده بود. این کودک در زیبائی تجسم یک فرشته بود . طوری که بی اختیار دوست داشتی گل بوسه ای بر گونه اش بکاری . تخیلم مرا به ۲۵ سال بعد پرد . آیا در سال ۱۳۹۷ این کودک زیبا و پاک تبدیل به انسانی مفید برای جامعه شده یا  به یک معتاد یا جانی مبدل شده است و حاصل آن تخیل این شعر شد . بهمین دلیل همیشه  توصییه می کنم که باید بخشی از صفات کودکی مان را حفظ کنیم چرا که تضمین کننده معصومیت و پاکی روان ما خواهد بود . نمی دانم خاطرتان می آید گروه کرکسها که چند سال پیش اعدام شدند و یکی از آنها فوق العاده چهره ی زیبائی داشت . یاد داشتی نوشتم « کبوتر بچه ای که کرکس شد » که نیمه کاره ماند و جائی درج نشد…….