جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

دنیائی

Posted by on تیر ۲۳, ۱۳۹۵

بر آشوب نشسته نگاهم

بلور ستاره ای مگر

***

کوه خفته آبستن آتش فشانی ست

تا التهاب درونش را

بر زباله دان دنیا

قی کند

آمرزش دوباره ای مگر

***

خاموش باش گفتی

آتش فشان دلم را

چه کاره ای مگر؟