جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

جایِ پایِ عبورِ مورچه ای هنوز هست

Posted by on مرداد ۹, ۱۳۹۵

سروِ بخارا
جادۀ سمرقند
خوابِ کاشمر
کابوس
بوسه
و سردابه ای سرخابی

ستاره ی بخت
هنوز بر مدارِ خیال می گذرد

***موجی شتاب می گیرد
ماهی قرمزی می میردپرنده ای سفید
پشت خاکی آسمانِ هنوز
تیله ای برای فردایش
بر آسمان رها می کند***
شب پره ها را می رقصانم
به بازی دیشب پناه می برم
و خدا را به مسلخ
…………***

هنوز هیچکس نمی داند
خدا چقدر شیطان است
و چند گلایه پرسشی دیگر می شود
و چند پرسش
نقطه های پایانی

یعنی هنوز
جای پای عبور مورچه ای هست

***

زمان شتاب گرفته

وقتی زمان شتاب می گیرد
به تکرار می نشینیم
تا دوباره بگوییم :
برای رنجیدن
همیشه رنجی هست

***

به تاریکی سرد شب سر می خوریم
تا به سر آییم
یا بسُراییم :
زمان چه کند قدم بر می دارد
میان رگهای خستۀ ما

محمولۀ کدام کشتی مگر در بار اندازیم
که جاشوان به بی تفاوتی از کنار ما رد می شوند
………………….
صدای میرا
خاموش تر

***
از قول ماهیگیری می گویم
غوطه خورده در میانِ دایره های هم مرکزی
بر زلالِ سطح آب
و ماهی کوچکی میان دایره

دریغا که
شادی
ماهیِ لیزی بود
و هیچگاه به دست نیامد
15-1-92