جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

ترانه ای برای نگاهت

Posted by on تیر ۲۱, ۱۳۹۵

 – برای پسرم مانی –

 

چشمت را گلدانی کن

تا چون گلی بر آن بنشینم

***

بر نگاهت که دریاچه ایست

آرام

کاش قایقی بودم و بی اضطراب

می رفتم

***

پرنده از قفس می گریزد

نگاه تو از ثقل سکوت من

رنج را در چشمت یافتم

رنج را همیشه به همراه می برم

چون چشمت

که همیشگی ست

***

8

بر شعرم که ترانه ایست

هر نگاه تو تحریریست

بیرون از ابدیت

رنگ از نگاه تو مایه می گیرد

بگذار برقصم

بر آسمان چشمانت

چون بادبادکی

مبار

مگذار آسمان به ابر بنشیند

***

کلام اسبی ست که به گل می نشیند

گاه که دستش را نگیری

و به دیگر افق خیره باشی

بیرون از من

برگرد و نگاهت را در نگاهم حلقه کن

چون حلقه های زنجیری از طلای زرد

تا بر گردنت بیاویزم

هشدار جویبار نگاهت

زورق کلامم را به بیراهه نبرد

بخواه از من

که نگاهت را

چون زلالی مهراب سرکشم

آبان 67