جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

به آرامی حضور کرم ابریشم

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

آه ه ه ه ه

نباید

سکوت

این همه

طولانی می شد

یا به قدری که شکوفه درخت سیب برای به میوه رسیدن به خستگی بنشیند

یا کوچک آن قدر

که زیر پا گم

تا دوباره برای همیشه به دنبالش بگردی

آه ه ه ه ه

***

آه ه ه ه ه

هزار آه برای شکوفه های صورتی سیب که رنگ قهوه ای خاک را

به خود گرفته اند

هزار آه تا شکوفه های صورتی

به شاخه درختی اما خسته

به خستگی افتاده ام امشب

آه ه ه ه ه

***

بیا بیابان را برای هم و برای همیشه قسمت کنیم

خاری برای پای من

خاری به دست تو

دستت چه قدر کوچک و دلم چه قدر بزرگ

میان این بیابان غریب افتاده

آه ه ه ه ه

مگذار سر بخورم

بر این سرسرا

چه سرسرای بزرگ کوچکی ست

آه ه ه ه ه

الفبای عشق را چرا چنین به تعجیل خراب می کنی

از این ستاره به آسودگی فرار کن

اما ستاره مقصدت را قبلا روی شیشه پنجره

نقاشی کن

***

آه ه ه ه ه

سکوت نباید این همه طولانی باشد

یا شکوفه درخت سیب برای به میوه رسیدن به خستگی نشسته باشد

یا به قدری کوچک که زیر پا گم

تا دوباره به دنبالش بگردی

آه ه ه ه ه

***

تمام آسمان به چرخش افتاده

تمام احساسم با رقصی غریب در پرواز است

شاید تمام دنیاست که می چرخد

روبه روی منی که پایم بسته ست

مثل اینکه تمام نمی شود این رویا

یا باید به قهقهه ای طولانی سکوت را بشکنم تا تمام سنگریزه ها

باورم کنند

آسمان و زمین و حتی کرم کوچک ابریشم

آه ه ه ه ه

تمام شب می چرخد

و باز مثل اینکه تمام نمی شود این رویا

برای اینکه رها شوم

زیر پایم را خالی کن

تا به کهکشان دیگری بیفتم

آذرماه 79