جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

برفدانه ها

Posted by on مرداد ۱۶, ۱۳۹۵

لحظه ی پیش از طلوع سپیده

سرد ترین لحظه است

در گردش روزها و شبان

***

باران

در انتظار مانده

تا تو رنگین کمانی مثل چتر به سر کنی

***

پس از صدا سکوت می آید

از پس پشت سکوت

هزاران فریاد

***

برگی سبزی را

تا پشت پنجره می بینم

حس می کنم هنوز زنده ام

***

اگر امید را رها کنم

آسمان

آجری می شود نشانه به فرقم