جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

با خودم هستم ( چهار )

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

چقدر و چند بار

زباله دان دنیا را

برای یافتن سکه ای

ورق می زنی

با تو نیستم

با خودم هستم

***

زباله

سطح شهر را پوشانده و از پس هر غروب

توئی که مثل منی

-اشرف مخلوقات –

برای یافتن سکه ای

دریای زباله را شنا می کنی

با تو نیستم

با خودم هستم

***

زباله زباله است

سکه

سکه

ما سکه را زباله می کنیم

تو سعی داری زباله را

به سکه مبدل کنی

با تو نیستم

با خودم هستم

***

و حالا

که شب تمام می شود

مثل اینکه ماشین زیرت گرفته باشد

له له می زنی برای یک ثانیه زنده بودن

با تو نیستم

با خودم هستم