جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

بامدادی 3

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

برای احمد شاملو

 

نه ماه مانده

نه خورشید

نه تیله دوست داشتنی کودکیم

دایره ماه و تیله و خورشید

خط خطی شده اند

” بامداد

” پنجره را بسته

وامدارش از جوانی هستم

اکنون

اما

دیگر باره وام نمی دهد

چرا که خود

وام دار فرشته ها شده است

صف کشیده اند تا بسرایدشان

مثل آیدا بسرایدشان

که آیدا هم از تبار آنان است

بر این نمط است

که امشب

” بامداد

” پنجره را بسته

خرد و خراب و خسته

به خواب می روم

در آرزوی بیداری

از میان چنبره خواب

سراسیمه بر می جهم

به ” احمد ” شکایت می برم

که

” بامداد

” پنجره را بسته