آتش و باران
قطرات آب به آهستگی فرو می ریزند از شاخه های بی شکوفه لحظاتی پس از « باران » *** قطره های خون هم دقایقی چند پس از « آتش » 26 شهریور 62
Read Moreقطرات آب به آهستگی فرو می ریزند از شاخه های بی شکوفه لحظاتی پس از « باران » *** قطره های خون هم دقایقی چند پس از « آتش » 26 شهریور 62
Read Moreگل مرگ چهار گلبرگ دارد به نشانه چهار میخ بر چهار بازوی صلیب گل مرگ چهار گلبرگ دارد به نشانه چهار گوشه تابوت و چهار دیوار اطاقم که تابوتی مجلل است مزین به فرش و مبل و تابلوهای دیواری گل مرگ چهار گلبرگ دارد به نشانه زنگ ساعت در ساعت چهار صبح چهارشنبه در ساعت بیدارباش دژخیمان در چهارراه ها نیز تنها صدای مرگ است که گوش را می آزارد آذر 51...
Read Moreایرانم با تیغ آخته چهل بار خونم را مکیده اند با اینهمه با اینکه سالخورده ام هنوز سر پا هستم اسفند 67...
Read Moreبه یهانه سرمای زود رس امسال مگر نه اینکه هر کس باید صاحب اسمی باشد تا به آن بشناسندش یا بخوانندش، درست مثل هر گل، هر کوچه، هر کتاب، یا حتی هر ستاره و با هر حرفی هم شروع بشود، هیچ مهم نیست که تمام حرفها از قامت الف متولد می شوند، پس من چرا هنوز اسمی ندارم، یا داشته ام شاید و مثل هر چیز دیگری که می تواند گم بشود، درست در وسط یکروز طوفانی که باد همه چیز را بهم می ریزد و با خودش می برد، نام مرا...
Read More...
Read Moreطرحی از تصویر برادرم علی محمد شریفیان در 17 سالگی …. در سال 1360. طرح دیگری از او ترسیم کرده بودم بصورت دوایر متحد المرکز که از گلوگاهش شروع می شد؛ اما متاسفانه آن طرح گم شده است . طرحی با تقارن مرکزی که کلمه ” سبز ” را بوجود آورده است ( از بالا و پائین ) طرح ترسیمی زیر را سال 1348 کشیده بودم که تشکیل دو ردیف مربع هائی در آن بوجود می آید در هم تنیده ، که در حدود 53 درجه با...
Read More