با خودم هستم ( پنج )
سلام سلام جواب سلامم را نمی دهی ندادی ندادی هیچوقت هم نخواهی داد تکرار این شب و این سلام مگر کجای سرمای جهان را گرم می کند با تو نیستم با خودم هستم *** مثل ماه ماهی مثل برکه برکه مثل خدا خدائی می کنی هر دو سال از دو روز کوچکتر شده سه سال دیگر سه روز دیگر سر می رسد به چشم سر می بینم که آمدنش شتاب گرفته و پنج سال دیگر کم یا بیش به قایق نیستی سواری با تو نیستم با خودم هستم *** چند بار میان جادوی...
Read More