جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

تنهائی و غروب

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

مردی که در غروبش تنهاست مردی که در سکوتش دیگر فریادی نیست با گامهای پر تزلزل هر روزه اش پس کوچه های خاکی و خلوت را طی می کند مردی که سایه اش به درازای روزهای کسل کننده رسیده است مردی که سایه اش در عمق خاک تیره رسوخ کرده است در انحنای تپه ی کم ارتفاع تنها تر از صدای  نی لبکی در ازدحام خیابانهاست فروردین 51...

Read More

راز پیدایش آتش

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

بر سر تاقچه ی خانه ی ما جلد کتابی است که نبشته است بر آن “راز پیدایش آتش ”   در زمستان گذشته شامگاهی که بغایت دست من یخ زده بود و هوا نیز و همه آنچه که اطرافم بود شامگاهی که همه جا غرق سیاهی بود دل من نیز تا پذیرا شودم گرمی و نور برگهایش را سوزاندم و کنون این به سر طاقچه مانده برجا یادگاری است از آن سرما اردیبهشت 48  ...

Read More

3-

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

کدام فاجعه سرزد کدام فاجعه ای دوست در طلیعه این راه اسب رام مرا رم داد

Read More

طرح

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

رنگ خاک طرح باران بوی خاک باران خورده _ نگاه ابری تو از من خاکی چه می خواهد آبان 51        

Read More