جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

جوانه 5

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

من کوه را شکستم و گفتم اما تو از شکستن یک تپه عاجزی در فتح کوه دست تو در کار است و فتح دستهای تو خود مشکلی عظیم تر از کوه آبان 48  

Read More

جوانه 4

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

در تابش آفتاب تابنده تابستان هر بوسه ی سبز و سرد سرو بر زلف نسیم جان را به نیایشی نوازشکر برمی انگیزاند و آن زمزمه ی زلال لبهای تو لب نوازتر از آب لب را به سراب می کشاند در تابش آفتاب تابنده تابستان تیر 50  ...

Read More

غزلواره

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

میان آمدن و رفتن مجال گفتن نیست اگر این آمدن بسوی تو باشد رسالتم را سبب دو قوم از قبیله چشمان تست که پرچم ایمانشان فرو افتاده و پرچم عصیانشان برافراشته است با دیدنت رسالتم فراموش شد خدایان مرا نفرین کردند من از سلطه ی آنها گریختم تو بر من رحمت آوردی و خدائی دیگر برای من شدی از کجا برایت بگویم که نفرینشان ذهن مرا کور کرده است در کجایت بنشانم ای سبز در این نیمروز گرم ای خدائی که از تابش ملایم...

Read More

غزل تلخ

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

با رنگ زرد پنجره سرمی خورم تا رنگ زرد خورشید _ از ادحام کوچه صدائی می آید در انزوای خانه دلم می خواهد خنگ عنان گسیخته فریادم را بر شیشه های پنجره بسته ، بدوانم “تلخ تلخ تلخ ” _ با رنگ زرد پنجره سرمی خورم تا ماه سرد به زردی نشسته دی ماه 52     شب سرکشید خاطره را تا ته و صبح روز بعد من بودم و تکدر خاطر...

Read More

حسرت

Posted by on تیر ۲۹, ۱۳۹۵

رد جاروی رفتگر پیر شهر بر صبح خاکی کوچه نشست و جای پای رهروان دی شبه را شست _ موجی به برکه را ماننده گم شدند یاران من یارای ماندنم دیگر نیست زیستنم حتی نه برکه ام نه باد نه رفته ام نه بجا می مانم مهر 52...

Read More