مردمِ نگاه دختر افغانی
دستم نمی رودکه دوست بدارم یا دوست دارم که بگویم اما نمی توانم بگویم یا خیالی دیگر خیل خوابگردهای گمشده در مرزها در انتظارِ خوابیدنم هستند تا به پستوی خوا بهای سیاهم پناه برند پائیز می آید و بارانِ پائیزی هم همه چیز را و خاطره ها را… دستمالی را به دستم بده بگذارش برای بعد پائیزِ قرن را * * * هزار شب می شود که خواب نمی بینم دکتر گفت اینکه خیلی خوب است و من برای اینکه شبها خوابِ بد نبینم...
Read More