جـواد شریفیـان

سایت اشعار و دیگر آثار هنری

بندگی عشق

Posted by on مرداد ۶, ۱۳۹۵

“به بهانه ششصد سال حضور حافظ،”   آنچنان گفتی که زمان مغلوب صدایت شد و زیبائی با کلام تو رخ نمود *** نمایان شدی چون اشعه خورشید از پس شاخه های سر بهم آورده جنگل جنگل زیباست شاخه های جنگل زیبایند اما جلوه خورشید بردل بیشتر می نشیند *** ترا هرگز در نیافته بودم آنگونه که باید علیرغم آن که همواره چون آفتاب درخشیده بودی و با من مگر امشب که کتابت را به دیگر گونه ای گشودم تفالی غریب زدم و...

Read More

سه شعر

Posted by on مرداد ۶, ۱۳۹۵

یک )  پلکان فرود می آید و به بالا بر می آید تا دوباره فرو رود و باز به سوی بالا *** خورشید می رود و می آید که سیاهی سفید شود سفید رو به سیاهی و باز به سوی بالا *** شیطان چون حیوانی وحشی کنام می جوید در درون من و بعد بیرون می شود تا حضور و روشنی خدا شدت گیرد بیشتر و بیشتر و آنگاه باز  رو به سوی بالا *** مگر به خاطر نمی آوری گاه که در راه سفر به سرزمین های شمالی هستی به تاریکی تونل فرو می شوی و...

Read More

حلول ماه

Posted by on مرداد ۶, ۱۳۹۵

  ماه تازه حلول کرده بر هلال ماه نو شده می نشینم به هلالی ماه تکیه می زنم تا حضور ستاره ها را ببینم تا عبور شهاب ها را نظاره کنم تا خوابیدن سیاهچال ها را مرور کنم *** در دور ترین فاصله  خدا را می بینم که حلول ماه نو را به جشن نشسته برایش دست تکان می دهم برایم دست تکان می دهد *** دلم برای زمین تنگ می شود به زمین بر می گردم دلم از عشق لبریز است از نفرت تهی کنار پنجره می روم پیچکی پیدا می شود چنگ...

Read More

کلامی با خدا و عشق

Posted by on مرداد ۶, ۱۳۹۵

وصفت را چگونه بگویم ؟ چگونه بخوانمت؟ ای آفتاب بر آمده از تاریکترین حباب ( گم کرده بودم راه را خدا لباس دوست به تن کرد و دوست راه را نشانم داد ) *** ای دوست که پشت پلکم را می توانی ببینی وقتی که چشمم بسته ست ای دوست ای کلید تمام جهان قفل سکوت صدایم را به اذن نگاه تو گشودم و به عشق در می زنم که توئی که آخرین دستگیره است *** آی عشق دوست داری به الاکلنگ دوست داشتن بنشینیم و خدا مهربان تر از همیشه...

Read More

اولین بارش باران پاییزی

Posted by on مرداد ۶, ۱۳۹۵

    طوفان به ناگهان شد به دنبالش رگبار باران … باران هنوز می بارد باران که می بارد احساس می کنم که اشک خداست که بر زمین آدمها جاری می شود *** اشک خدا را که می بینم همیشه در تردید میان دو اندیشه ام آیا خدا دلش گرفته و بخاطر به بیراهه رفتن آدمها گریه می کند؟ یا اینکه اشک شوق است جاری شده بر چشمهای نادیدنی خدا از دیدن کسانی که در این دنیای سراسر نفرت دغدغه عشق را دارند و خدا؟ *** « اولین...

Read More